یکی از مسایلی که کموبیش به شکل دایم از سوی مؤسسات ارائهدهندهی خدمات حسابرسی و حسابداری مطرح شده، سطح اندک تواناییهای حرفهای افراد تازهفارغالتحصیل شدهای است که به استخدام مؤسسات درمیآیند. چنان که مدیران این مؤسسات اغلب مدعیاند که ناگزیر به آموزش آن دسته از مقدمات حرفهای به این افراد بودهاند که قاعدتاً باید پیشتر در دانشگاه میآموختند. در عین حال، همین نیروها در طول زمان برای انطباق با تحولات فناوری، و پاسخگویی به نیازهای جدید صاحبکار و ذینفعان و تحولات بستر قوانین و مقررات و الزامات جدید قانونی، باید درگیر یک فرایند پیوستهی آموزش و مهارتافزایی باشند. در این فرایندِ پیوستهی مهارتزایی و مهارتافزایی، علاوه بر دانشگاهها که کانون اصلی آموزش آکادمیک حسابداری و حسابرسی هستند، مجموعهی متنوعی از انجمنهای حرفهای، مؤسسات آموزشی مستقل و یا وابسته به همان انجمنهای حرفهای نیز در سالهای اخیر عهدهدار ارائهی طیف متنوعی از خدمات آموزش حرفهای بودهاند.
ازاینرو، ارتباط مؤسسات حسابرسی با دانشگاهها و نهادهای آموزش حرفهای یک ارتباط دایمی و پیوسته و فراگیر و پویا است. یکی از شرایط اصلی ثمربخشی این ارتباط، تعامل دایم دو نهاد «حرفه» و «آموزش» برای شناخت نیازهای یکدیگر و الزامات برطرف کردن این نیازها است. ارتباطی که به نظر میرسد تاکنون، دستکم به شکل رضایتبخش یا نظاممندی، وجود نداشته است.
از همین رو، در شمارهی جدید فصلنامهی «حسابدار رسمی» به شناسایی مختصات نظام و برنامهی آموزشی کارآمد برای تربیت نیروی انسانی دارای مهارتهای حرفهای در حوزهی حسابرسی متمرکز شدیم و در این زمینه نظرات مجموعهای از استادان دانشگاه و کارشناسان حرفهای را بازتاب دادیم.
برای مطالعهی این دیدگاهها به فایلهای پیوست مراجعه فرمایید
مقالهی «حرفه، دانشگاه و وظایف ما»، نوشتهی فرهاد پناهی
میزگرد «حرفهی حسابرسی و آموزش دانشگاهی: دو خط موازی؟» دیدگاههای (به ترتیب الفبا:) امید آخوندی، سیدمحمد باقرآبادی، علی رحمانی، محسن غلامرضایی و محمدحسن فامیلی