قیاس میزان مالیات در ایران با کشورهای توسعهیافته بارها و بارها از سوی رسانههای نزدیک به دولتها، متولیان و نمایندگان مجلس رخ داده تا براساس آن مقدمه افزایش درآمد مالیاتی دولت را بچینند. مالیاتی که البته درباره نحوه هزینهکرد آن شفافیت چندانی وجود ندارد. غلامحسین دوانی، عضو شورای ادوار جامعه حسابداران رسمی ایران، درباره این قیاسها به «شرق» میگوید: «بخش اعظم درآمد مالیاتی کشورهای توسعهیافته به مصارف اجتماعی مانند تأمین اجتماعی، سلامت عمومی و وام دانشجویان تعلق دارد، درحالیکه اساسا برخی از این موارد در کشور ما اصلا وجود خارجی ندارد. درصد درآمدهای مالیاتی کشورهای اتحادیه اروپا نسبت به تولید ناخالص داخلی بین 22 تا 48 درصد در نوسان است و این درآمدهای مالیاتی شامل همه مالیاتهای مستقیم، ارزشافزوده، بیمههای دریافتی و مالیات و عوارض دولتهای محلی نظیر شهرداریها نیز میشود. همچنین مقایسه عملکرد مالیاتی دولت در ایران و ادعای دستیابی به نرخهای مالیاتی مانند این کشورها که با حکمرانی اجرائی خوب اداره میشوند، با کشوری که در آن شفافیت نیست و بخش غالب اقتصاد دست دولت و شبهدولتیهاست قیاس معالفارق است». دوانی مصادیقی از شیوه هزینهکرد مالیات در کشورهای پیشرفته را در ادامه ذکر میکند.
برای مثال در آمریکا 143 میلیون مؤدی مالیاتی در سال 2020 با درآمدی بالغ بر 11،600 میلیارد دلار حدود 1560 میلیارد دلار مالیات پرداخت کردهاند. همچنین درآمد مالیاتی دولت آمریکا در سال 2022 معادل 4900 میلیارد دلار بوده که 1442 میلیارد آن مصرف سلامت عمومی، 1213 میلیارد دلار صرف تأمین اجتماعی، 581 میلیارد دلار صرف تأمین درآمدهای تضمینشده بیکاران، 482 میلیارد دلار صرف وام دانشجویان و 750 میلیارد دلار صرف دفاع و امنیت عمومی شده است.
همچنین نگاهی به کشورهای اروپای شمالی (اسکاندیناوی) نشان میدهد که تحصیلات تا پایان مقطع دکترا مجانی یا شامل رقم بسیار ناچیزی میشود. علاوه بر آن دولت به جوانانی که پس از پایان دبیرستان از خانواده جدا میشوند و زندگی مستقل تشکیل داده و به تحصیل ادامه میدهند مقرری ماهانه پرداخت میکند. در این کشورها فارغ از اینکه برای تأمین شهریه از دوره لیسانس به بالا وام دانشجویی بدون بهره یا با بهره بسیار نازل پرداخت میشود برای دانشجویان رشته فوق لیسانس به بالا از 100 هزار دلار تا 250 هزار دلار خط اعتباری با بهره ترجیحی تخصیص داده میشود که دانشجو در مصرف آن هیچگونه محدودیتی ندارد؛ یعنی با منابع مالیاتی نهتنها وام شهریه که مصارف آنان نیز تأمین اعتبار میشود. علاوه بر این ارائه خدمات و برخی کالاها به افراد بازنشسته و سالخورده (بالای 60 سال) با نرخهای ترجیجی صورت میگیرد و مالیاتی که از مردم اخذ میشود در هنگام سالخوردگی و بازنشستگی شهروندان به صورت مقرری و کمکهزینه سالمندی و... به آنان پرداخت میشود. مثال دیگر در کشورهای پیشرفته نظیر آمریکا، کانادا و اروپای شمالی و استرالیا این است که سازوکار خاصی تعبیه شده تا بخشی از مالیات ارزشافزوده پرداختی افراد با درآمدهای از حد معینی پایینتر به آنها بازگردد. نمونه دیگر میتواند آمریکای شمالی بهویژه کانادا باشد. در این کشور کمکهزینه کودک به این شکل است که به فرزندان تا زیر 18 سال کمکهزینهای بهصورت ماهانه (حدود 6000 دلار در سال) پرداخت میشود یعنی کانادا بهخاطر نگهداری از بچه خودتان در خانه خودتان به شما حقوق پرداخت میکند!
این کمکهزینه در بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله فرانسه نیز وجود دارد. در ایرلند علاوه بر مزایای گفتهشده، اختصاص حقوق ماهانه به والدین براساس تعداد فرزندان صورت میگیرد؛ به این صورت که تکفرزند 150 یورو، دو فرزند 300 یورو، سه فرزند 487 یورو و... و هشت فرزند 1422 یورو! بدیهی است منابع همه این کمکها و مزایا درآمدهای مالیاتی است که قبلا شهروندان پرداخت کردهاند. حالا افزایش مالیات در اقتصاد راکد ما در شرایطی تبلیغ میشود که اساسا شعار معروف مالیاتی همه شهروندان جهان این است که مالیات من کجا میرود؟ «Where do my tax go» یعنی همان شعار و سؤال مشخصی که مدتهاست شهروندان ایرانی از دولتها میپرسند و پاسخ مطلوبی نمیشنوند. بنا بر تمام این موارد طبیعتا نه میتوان رفتار مالیاتدهی شهروندان را با کشورهای پیشرفته مقایسه کرد و نه مالیاتستانی دولت را.
به نقل از روزنامهی شرق، ششم شهریور 1402