ورشکستگیها اخیر «سیلورگیت»، «بانک سیلیکون ولی» (SVB) و «سیگنچر»، بر اهمیت ریسکهایی تأکید دارد که بانکها به دلیل برداشتهای قابلتوجه سپردهگذاران و اتکای بیش از حد به داراییهایی با ارزش منصفانهی کاهشیافته برای رفع نیازهای نقدینگی خود جهت بازپرداخت سپردهها، با آنها مواجه هستند. مدیران بانکی که به دنبال جلوگیری از مسائل مشابه هستند میتوانند با تمرکز بر ترازنامه و مدیریت نقدینگی، کنترلهای داخلی، مدیریت ریسک و گزارشگری مالی، به نگرانیهای خود در این زمینه پاسخ دهند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی جامعهی حسابداران رسمی ایران به نقل از وبسایت شرکت سرمایهگذاری «استاوت»، مهمترین نکاتی که رهبران بانکها میتوانند از این ورشکستگیها بیاموزند، چنین است:
- ترازنامه و مدیریت نقدینگی
اهمیت ترازنامهی قوی و مدیریت نقدینگی را نمیتوان نادیده گرفت. وابستگی متقابل همهی داراییها و بدهیها باید بهدرستی در هر دوره ارزیابی و درک شود، و استراتژی باید مطابق با تغییرات در محیط ریسک، بدهیهای مرتبط با تأمین مالی و سایر عوامل اقتصادی خرد و کلان، تغییر یابد. برخی از بهترین اقداماتی که یک بانک باید در نظر بگیرد شامل موارد زیر است:
- ایجاد ترکیب سالم داراییها. ترکیب دارایی، به ترکیب داراییها در ترازنامه اشاره دارد و باید با نیازهای مالی و نقدینگی مطابقت داشته باشد. ترکیبی هوشمندانه از داراییهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت برای رفع نیازهای نقدینگی، ارائهی جریان درآمدی مستمر، مدیریت کاهشی در زمان افزایش نرخها، و در نظر گرفتن افزایشهای احتمالی در سناریوی کاهش نرخ بهره، باید ایجاد شود. در تعیین ترکیب مناسب، باید مدت زمان سرمایهگذاری و ویژگیهای سودآوری آن (یعنی ثابت یا متغیر)، نیازهای نقدینگی، مشخصات سررسید بدهیهای پشتیبان داراییها، انتظارات محیط اقتصاد خرد و کلان، و تدوین الزامات محافظ برای وضعیت اقتصادی تحت فشار، در نظر گرفته شود.
- بررسی حساسیت دارایی- بدهی. یک بانک در صورتی به دارایی حساس است که داراییهایش سریعتر از بدهیهایش قیمتگذاری شوند. در سناریوی افزایش نرخ بهره، یک بانک اغلب باید به دارایی حساس باشد زیرا تنظیم مجدد نرخ بهره معمولاً برای بانک حساس به دارایی سودمند است. با این حال، حساسیت دارایی ممکن است پس از به اوج رسیدن نرخها، نتایج نامطلوبی به همراه داشته باشد. از آنجایی که ترکیب دارایی- بدهی ممکن است به راحتی تغییر نکند، سود حساس به دارایی یک بانک ممکن است به محض آغاز کاهش نرخها تأثیر منفی بگذارد. بانکها باید تجزیه و تحلیل ریسک نرخ بهره را به طور منظم انجام دهد تا تأثیر یک تغییر ناگهانی و یا تدریجی در نرخهای بهره را تعیین کنند و برای کاهش میزان رویارویی خود با بحرانها، حفاظهایی ایجاد نمایند.
- ایجاد پوشش مناسب ریسکها. پوشش ریسکها به بانک اجازه میدهد تا با انعقاد قراردادهای جبرانی، ریسک مربوط به یک دارایی، بدهی یا تراکنشهای قابلملاحظه را جبران کند. پوشش ریسک، بانکها را در برابر نوسانات مالی پیشبینی نشده محافظت میکند. در مدیریت ریسک نرخ بهره، سناریوهای مختلف نرخ بهره را در نظر میگیرند و استراتژی ایجاد میشود که هم میتواند رشد/نزول کند و هم دورههای شدیدتر انبساطی/انقباض را تحمل کند. تکنیکهای پوشش ریسک ممکن است برای مقابله با زیانهای ناشی از افزایش نرخ بهره استفاده شود. به عنوان مثال، پرداخت یک متغیر دریافتی ثابت میتواند به جبران زیان اوراق بهادار با نرخ ثابت کمک کند. استراتژی مصونسازی مبتنی بر انتظارات از عوامل تأثیرگذار، نه تنها ممکن است از نظر اقتصادی برای یک بانک مفید باشد، بلکه میتواند به آن کمک کند تا رکود اقتصادی یا از دست دادن ارزش برخی از داراییهای خود را مدیریت کند.
راهبری شرکتی و کنترلهای داخلی نقش مهمی در نظارت بر ریسکها ایفا میکنند که در صورت کنترل نشدن، میتوانند ارزش قابلملاحظهای را از بین ببرند. مدیریت باید بهترین رویههای عمل را در نظر بگیرد. به عنوان نمونه:
- ارزیابی چارچوب مدیریت ریسک سازمانی (ERM). این بررسی باید جامعیت چارچوب را ارزیابی کند و حوزههای ریسکهای کلیدی را که در بحران اخیر اهمیت آن نشان داده شده است، بررسی کند. سناریوهای بانکی نیز باید برای اطمینان از تداوم فعالیت کسبوکار و آزمون انعطافپذیری، مدلسازی شوند.
- ارزیابی ریسک و کنترلهای کسبوکار تجاری. این ارزیابی باید شامل موارد زیر باشد:
- شناسایی ریسک متمرکز: آیا بانک به دلیل وابستگی بیش از حد به دستههای خاص دارایی/بدهی، در معرض ریسک متمرکز قابلملاحظه قرار دارد؟
- تعادل مجدد معادلهی دارایی و بدهی: آیا بانک با مدلسازی ملاحظات سررسید دارایی و بدهی یا قیمتگذاری مجدد، آزمون استرس (این آزمون، وضعیت بانکها را در صورت رخداد یک بحران مالی بررسی میکند و به نهادهای ناظر بر سیستم بانکی و بانکها در عبور از بحرانهای محتمل آتی یاری میرساند) را بهطور مناسب انجام میدهد؟ آیا این آزمونها شامل سناریوهای شوک افزایش/کاهش شدید نرخهای بهره و رویدادهای سریع سپردهگذاری/خروج/انحلال است؟
- ردیابی تغییرات در معیارهای کلیدی کسب و کار: آیا بانک تغییرات سریع معیارهای کلیدی عملکرد را ردیابی میکند و علل و تأثیرات اساسی را شناسایی میکند؟ آیا ریسکهای مربوط به تغییرات سریع در معیارهای کلیدی عملکرد در افقهای زمانی مختلف ارزیابی میشوند؟
- ارزیابی قدرت عملکرد مدیریت ریسک. بانکها باید اطمینان حاصل کنند که عملکرد مدیریت ریسک دارای رهبری قوی است که معمولاً شامل یک مدیر ارشد ریسک است. این عملکرد باید مشتمل بر منابع و پرسنل دارای تجربهی کافی برای انجام نظارتها و آزمونهای مورد نیاز باشد. بانکهای کوچکتر ممکن است برای به دست آوردن سطح تخصص مناسب، این عملکرد را برون سپاری کنند.
بانکها باید اطمینان حاصل کنند که آیا حسابداری و گزارشگری مالی به شکل مناسب در نظر گرفته میشود، افشاها کامل و دقیق هستند، و ملاحظات حسابداری قضاوتی به اندازهی کافی مورد حمایت قرار میگیرند، زیرا احتمالاً سرمایهگذاران، نهادهای ناظر و حسابرسان مستقل در این زمینهها نظارت بیشتری خواهند داشت. چند روش برتر شامل موارد زیر است:
- تحلیل تداوم فعالیت. بانکها باید ارزیابی کنند که آیا تردید اساسی در مورد توانایی یک واحد تجاری برای ادامهی فعالیت وجود دارد یا خیر. در صورتی که شرایط باعث ایجاد تردید اساسی در مورد توانایی واحد تجاری برای تداوم فعالیت شود، افشا در صورتهای مالی الزامی است.
- به چالش کشیدن سیاستهای حسابداری قضاوتی. این امر بهویژه شامل مواردی میشود که میتوانند تأثیر بااهمیتی بر صورتهای مالی داشته باشند تا اطمینان حاصل شود که آنها با استانداردهای حسابداری مربوطه و همچنین انتظارات حسابرس مستقل و افرادی که مسئولیت حاکمیتی دارند، مطابقت دارند. به طور خاص، سیاستهای مربوط به پوشش ریسک و طبقهبندی اوراق بهادار موجود برای فروش و نگهداری شده تا سررسید در نظر گرفته شود. تغییرات در رویههای حسابداری باید در صورتهای مالی افشا شود.
- ارزیابی رویدادهای پس از تاریخ انتشار گزارشهای مالی. بانکها همچنین باید اطلاعات مورد نیاز در مورد رویدادهایی که پس از پایان دورهی مالی، اما قبل از انتشار صورتهای مالی رخ میدهند، افشا کنند. صورتهای مالی برای رویدادهایی با شرایط قبلی که در تاریخ ترازنامه وجود داشته است، تعدیل میشود.