آنطور که یک اقتصاددان میگوید، اقتصاد امروز ایران همانند بیماری است که به دلیل عدم دسترسی به درمان قطعی بر شدت بیماریزاییاش افزوده شده است. حال این بیمار زمانی رو به بهبود خواهد رفت که همه زمینههای لازم برای رخت بستن بیماری از سوی مسوولان فراهم شده باشد. در این خصوص باید گفت که حل مساله برجام تا حدودی میتواند یک مسکن قوی برای حال بیمار اقتصاد ایران باشد. وی میتواند دردهای اقتصادی را تا زمان ارائه برنامهها و راهکارهای بلندمدت از سوی مقامات دولتی در داخل تسکین دهد، اما تجارب گذشته به ما میگویند تصمیمگیران به مسکن قوی تحریم برای بهبود مقطعی حال اقتصاد اکتفا میکنند و تلاشی برای اصلاح رویکرد و رویه سیاستگذاری خود انجام نمیدهند.
غلامرضا سلامی در گفتوگوی خود با «جهانصنعت» میگوید: در سالهای گذشته و در دورهای که معاهده برجام به امضا رسید امکانات بسیار خوبی در اختیار کشورمان قرار گرفت اما مقامات وقت از امکانات و فرصتهای پیش آمده به درستی استفاده نکردند. همین مساله موجب شد که رفع تحریمها تنها به فرصتی برای صادرات و فروش بیشتر نفت تبدیل شود و ذخایر ارزی حاصل از آن نیز تنها صرف واردات ارزانقیمت شد که لطمات آن نیز به صنایع تولیدی کشور اصابت کرد. بنابراین تجربه قبلی نشان داد که مقامات دولتی نتوانستند از فرصت پیشآمده استفاده کنند و از رفع تحریم تنها به عنوان مسکنی قوی برای کاهش آلام و درد اقتصاد و جامعه استفاده شد، حال آنکه همه چالشها و مشکلات اقتصادی بعدها با شدت بیشتری به کشورمان برگشت.
به گفته وی، در برهه کنونی نیز اگر دولت سیزدهم بتواند با غرب به توافق برسد و برجام احیا شود تا زمانی که تفکراتی از قبیل ساخت مسکن و کنترل قیمتها با زور و جبر وجود داشته باشد نمیتوان به توافق و رفع تحریم نیز چندان خوشبین بود. رفع تحریم زمانی میتواند بر اقتصاد ایران اثرگذار باشد که تصمیمگیران در داخل استراتژی و برنامه مشخصی برای اداره امور کشور داشته باشند تا مسیر آتی کشور را بعد از آن ترسیم کنند. در حال حاضر هیچ ایده و برنامه مشخصی برای آینده اقتصادی کشور وجود ندارد. در حقیقت سالهاست که جای خالی یک برنامه مدون و مشخص در اقتصاد ایران احساس میشود.
هرچند مقامات به طور مداوم شعار میدهند که میخواهیم در مسیر شکوفایی و توسعه حرکت کنیم، اما هیچگاه نگفتهاند که قرار است از چه طریقی به این مرحله از پیشرفتهای اقتصادی برسند.
آنطور که سلامی میگوید، برای توسعه نیازمند سرمایه هستیم و سرمایه نیز نیازمند بسترسازی است. زمانی که بستر لازم برای جذب سرمایه فراهم نشود هیچ سرمایهای از خارج وارد کشور نمیشود و سرمایههای داخلی نیز صرف سفتهبازی میشود. بنابراین آنان که میگویند اقتصاد وارد مسیر بهبود میشود باید بگویند که در این سالها چه اقدامی برای امنیت سرمایهگذاری در کشور صورت گرفته است؟ هر کاری که در این سالها صورت گرفته در جهت عکس بوده و سرمایه از کشور فراری شده است. انواع و اقسام مالیاتهای بیپایه اعم از مالیات بر خانه خالی و خودروی لوکس بر اساس تورم و مالیات بر عایدی سرمایه تدوین شده و سیاستهای نادرست بسیاری نیز در حال پیگیری است. این اقدامات باعث میشود که سرمایه در اقتصاد ایران امنیت نداشته باشد و از همینرو است که سرمایهها یا وارد فعالیتهای زودبازده از قبیل خرید زمین در شمال و مناطق ییلاقی و یا صرف خرید مسکن در ترکیه و دوبی میشوند.
به باور این اقتصاددان، با رویکردهایی که دولتمردان ما دارند، نمیتوانیم آینده روشنی برای اقتصاد کشور متصور باشیم. سالهاست که مقامات دولتی شعار بهبود شرایط را میدهند اما همه کشورها را با کشورمان دشمن کردهاند. سوال این است که کدام یک از کشورهای همسایه و منطقه حاضر به انجام مبادلات تجاری استاندارد با ما هستند؟ همه کالاهایی که میفروشیم نفت و مواد خام است که این نیز با رویههای غیراستاندارد صورت میگیرد. نیازمند یک استراتژی و برنامه مشخصی هستیم که بتوانیم در مسیر درست اقتصادی حرکت کنیم، اما رویهای که دولتمردان داشتهاند باعث شده نتوانیم از موقعیت جغرافیایی کشورمان استفاده درستی ببریم. بنابراین در نبود یک برنامه مشخص و در صورت تداوم دشمنتراشیها با جهان نمیتوانیم در مسیر پیشرفت حرکت کنیم.
به نقل از روزنامهی جهان صنعت، 23 بهمن 1400