Skip Navigation Links.
ضرورت ادغام موسسات حسابرسی
 

ضرورت ادغام موسسات حسابرسی

یکشنبه، 23 آبان 1395 | Article Rating

ناصر محامی- حسابدار رسمی

جامعه حسابداران رسمی در شكل فعلی آن با مشكلات زیادی از درون و بیرون جامعه روبه‌رو است كه تاثیر متقابل بر همدیگر دارند و برای غلبه بر آنها جامعه حسابداران نیازمند تحولات و تغییرات كیفی قابل توجه است. از بیرون با بحران شدید اقتصادی و محدودیت بازار و كوچك شدن اقتصاد مواجه هستیم و از درون با مشكلاتی كه بعضا در نتیجه عوامل بیرونی تشدید نیز می‌شوند روبه‌رو هستیم. مشكلاتی نظیر بداخلاقی‌های شدید، گرایش به سمت نقض سیستماتیك آیین رفتار حرفه‌ای، نقض ضوابط موسسه‌داری و شراكت و تضییع حقوق كاركنان.

 جست‌وجوی راه حل مناسب نیازمند شناخت حرفه از منظر اقتصاد سیاسی و جامعه شناسی و درك جایگاه و كاركرد اقتصادی و اجتماعی آن و سپس شناخت نیروهای فشار در درون و بیرون جامعه و بالاخره آسیب‌شناسی حرفه و جامعه و پیدا كردن راه حل هایی منطبق بر قوانین طبیعی حسابرسی (یعنی درستكاری و شفافیت) است. طی كردن چنین فرآیندی نیازمند ابزار و ملزوماتی فراتر از مهارت‌ها و دانش حسابرسی است، جامعه حسابداران رسمی ایران با اینکه جامعه‌ای تحصیلكرده است، لیكن از این نظر کم‌تجربه است و اساسا نگاه غالب اعضای آن به مقوله حسابرسی، نگاه فنی و مهندسی است و به روشنی عمده تلاش‌های فكری اعضای آن در بخش فنی و استانداردها متمركز شده كه البته به جای خود ارزشمند هستند. لیكن برای اداره جامعه و ارتقای آن نیازمند دانش‌ها و ابزارهای دیگری هستیم كه به جرات می‌توانم بگویم در حال حاضر فاقد آنیم. فارغ از بحث بالا كه امیدوارم فرصتی برای طرح مفصل آن در آینده بیابم، ادغام موسسات و تشكیل چند موسسه خیلی بزرگ می‌تواند راه حلی باشد برای بعضی از مشكلات حاد ما كه در سطور قبلی به برخی از آنها اشاره كردم.

روزهای اول تشكیل جامعه بدون هیچ طرح و برنامه و مطالعه و تحلیل اقتصادی و اجتماعی، شاید برای عقب نماندن از قافله بعضا خیالی ثروت و اعتبار آتی موسسه بود كه به دنبال موسسه دیگر تاسیس شد و به یكباره ظرف چندسال ده‌ها موسسه حسابرسی كه بسیاری از آنها در واقع دفاتر حسابرسی انفرادی در دل موسسه بودند متولد شدند. تولد موسسات مثل تولد هر موجود دیگری ساده ولی اداره و بزرگ كردن آن مثل تربیت و بزرگ كردن اولاد سخت و طاقت‌فرسا است. به‌زودی انواع ناهنجاری‌ها از كمبود كار بگیرید تا انواع تخلفات و انواع اختلافات شروع و به مرور بیشتر هم شد. امروز بسیاری از این موسسات بلای جان جامعه شده و نظارت بر كار آنان، رسیدگی به اختلافات بین شركای آنان و حل و فصل مسائل مختلف آنها در زمینه‌های نیروی انسانی، روابط داخلی، رفتار حرفه‌ای و مسائل فنی و... تقریبا بخش بسیار قابل توجهی از وقت و انرژی و امكانات انسانی و تخصصی جامعه را معطوف به خود كرده و عملا سبب روزمرگی جامعه شده و فرصت تفكر و برنامه‌ریزی اصولی را از مسوولان جامعه گرفته است. خصوصا بعد از تصویب و اجرای مصوبه معروف «آیین‌نامه تقویت حسابرسی» كه عملا برخی شركت‌ها و واحدهای اقتصادی را برای دریافت وام مجبور به حسابرسی کرد، گرفتاری‌های جامعه به‌دلیل بداخلاقی‌های مختلف از جمله فروش امضا، جعل گزارش‌ها و صدور گزارش بدون انجام حسابرسی بسیار بیشتر شده و از این رهگذر در طول زمان حیثیت حرفه در معرض خدشه قرار گرفته است. آمارهای موجود در این موارد اسفبار است و دلسوزان را از آینده حرفه بیمناك می‌كند. فاكت‌های موجود نشان می‌دهد كه اكثر این تخلفات از ناحیه تعدادی از شاغلان انفرادی و موسسات حسابرسی كوچك سر زده و به‌دلیل سیستماتیك و آگاهانه بودن تخلفات و تعدد آنها ابزارهای كنترلی و نظارتی و تنبیهی جامعه فاقد كارآیی لازم شده و عملا قادر به حل بنیادی مشكل نیست.

بسیاری از موسسات حسابرسی در واقع چند دفتر حسابرسی متعلق به شركا هستند كه ظاهرا موسسه‌ای را تشكیل داده و باطنا با سوءاستفاده از مقررات جامعه به‌طور انفرادی كار می‌كنند. برخی از این موسسات نیز متعلق به یك شریك بوده و شركای دیگر به‌عنوان شریك صوری، كارمند همان شریك اصلی هستند. در این زمینه هم ضعف مقررات و محدودیت‌های اساسنامه، كمبود ابزار نظارتی و انضباطی و طولانی بودن فرآیندهای نظارت و كنترل و زیاد بودن تعداد این قبیل موسسات عملا باعث بسته شدن دست جامعه شده و به‌جز سروصدا كردن و غر زدن اقدام بازدارنده چشمگیری نمی‌توانیم انجام دهیم. حال اگر بخواهیم در چارچوب مقررات و اساسنامه فعلی این معضلات را حل و فصل کنیم یا گرفتاری‌ها را كاهش داده و به سطح كنترل قابل قبول تقلیل دهیم چه باید بكنیم؟

به نظر می‌رسد كاهش قابل توجه تعداد موسسات و ادغام تعداد زیادی از موسسات در موسسات قوام‌یافته و خوشنام و معتبر می‌تواند یك راه‌حل باشد و بخشی از مشكلات درآمدی موسسات كوچك و مسائلی از قبیل تضییع حقوق كاركنان، ارتقای درجه استقلال و تنظیم روابط بین شركا و تبدیل موسسات صوری به موسسات قابل اعتنا را حل و فصل کند. ادغام موسسات و تشكیل موسسات بزرگ حسابرسی دارای پشتوانه علمی و منطق اقتصادی و فلسفی نیز هست كه در ادامه به آن می‌پردازم.

 

اصل اقتصادی صرفه‌جویی در مقیاس (economy of scale principle)

صرفه‌جویی در مقیاس یعنی صرفه‌جویی‌های ناشی از بزرگی اندازه واحد اقتصادی. مثلا برای یك كارخانه بزرگ در و پنجره‌سازی دارای صرفه است که برای تهیه شمش از ضایعات مواد و كسب درآمد اضافه از فروش آنها كارگاه ذوب ضایعات تاسیس كند ولی انجام این كار برای یك كارگاه کوچک در و پنجره‌سازی مقرون به صرفه نیست، چرا‌كه كم بودن حجم ضایعات به او اجازه این كار را نمی‌دهد. یعنی در نتیجه بزرگ شدن موسسات انجام برخی فعالیت‌های ضروری حرفه‌ای نظیر سرمایه‌گذاری در آموزش و تحقیقات، استقرار سیستم‌های كنترل‌های داخلی، سرمایه‌گذاری در تكنولوژی‌های جدید حسابرسی، اعطای بورس به دانشجویان مستعد و... که تماما اقدامات بنیادی برای تحکیم حرفه هستند، مقرون به صرفه و امكان‌پذیر می‌شوند.

 

ارتقای کیفیت

مبحث گذر از كمیت به كیفیت از نظر فلسفی، یعنی تغییرات قابل‌توجه كمی لزوما به تحولات كیفی منجر می‌شود. مثلا افزایش مداوم فقر در جامعه موجب تحول كیفی از فقر به فلاكت می‌شود. ادغام چندین موسسه با یكدیگر و تشكیل یك موسسه بسیار بزرگ‌تر می‌تواند بسیاری از مولفه های كیفی موسسه داری را دچار تحولات بنیادی کند.مثلا در یك موسسه بزرگ در میان‌مدت شخصیت موسسه بر شخصیت شركا غالب شده و موسسه به سمت استقلال از نفوذ شركای خاص می‌رود یا به‌طور كلی در یك موسسه بزرگ مقررات و قواعد بر ذهنیات شركا غلبه یافته و رفتار موسسه به سمت تبعیت از تصمیمات اركان صلاحیتدار موسسه گرایش پیدا می‌كند و تمایلات فردی شركا كه بعضا منشأ بسیاری از مشكلات موسسات و شركا است، كم‌اثر و بی‌اثر می‌شود.

 

مطابقت با قوانین بنیادی و طبیعی حسابرسی

قانون طبیعی حسابرسی درستكاری و قانون طبیعی موسسه‌داری شفافیت است. درستكاری مفهومی است كه در‌برگیرنده اصولی نظیر استقلال، بی‌طرفی و صداقت بوده و بدون رعایت آنها امكان انجام حسابرسی وجود ندارد، علاوه بر درستكاری به‌عنوان كانتكست وشرط بنیادی حسابرسی، برای اداره موسسات باید شرایط شفافیت به‌عنوان شرط اول موسسه‌داری در سه سطح هم‌ارز (هم‌ارزش و موازی) رابطه موسسه با كاركنان آن، رابطه بین شركای موسسه و رابطه موسسه با صاحبكاران فراهم آید، وگرنه موسسه‌داری امكان‌پذیر نخواهد بود. پتانسیل بالفعل برای تامین چنین شرایطی تنها در موسسات بزرگ فراهم است و تنها موسسات بزرگ هستند كه امكان عملی فراهم‌كردن چنین شرایطی را دارا هستند. برای جامعه حسابداران رسمی نیز امكان اداره با كیفیت‌تر جامعه با عضویت تعداد معدودی موسسه بزرگ منضبط و پاسخگو كه دارای امكانات مناسب سخت‌افزاری، نیروی انسانی و توان مالی كافی هستند سهل‌تر و موثرتر است لیکن مساله به اینجا ختم نمی‌شود. موسسه بزرگ در شرایط اقتصادی كشور ما چه موسسه‌ای است؟ موسسه بزرگ دارای چه مشخصه و چه معیارهایی است؟ چگونه می‌توان موسسه بزرگ را تعریف کرد؟ چگونه می‌توان با خطر انحصار مقابله كرد؟ این امر نیازمند مطالعه و تحقیق است. امیدوارم اعضا حرفه و جامعه دانشگاهی قدری از توجه خود به مسائل صرفا فنی بکاهند و به انجام تحقیقات در این زمینه و آسیب‌شناسی حرفه و جامعه حرفه‌ای بپردازند.

 

 

 


تصاویر
  • ضرورت ادغام موسسات حسابرسی
ثبت امتیاز
اشتراک گذاری