نظر شما درباره وضعیت فعلی بازار سرمایه چیست؟ آیا سرنوشت معاملهگران بازار سهام در روزهای آینده به مثابه موسسات غیر مجاز خواهد شد؟
ابتدا لازم است بگویم، تصمیم برای ورود به بازار سرمایه به عهده خریدار سهام است. به عبارت دیگر هر کس که میخواهد پول خود را بدون ریسک سرمایهگذاری کند، آن را در بانک میگذارد، که چند سال گذشته و برای مقطع مشخص بانکها سود سپرده را 100 درصد تضمین کرده بودند. زمانی هم که سرمایهگذار انتظار سود بیشتر دارد، پول خود را روانه بازار سهام میکند که بر همین اساس باید عقلانی و منطقی نسبت به خرید و فروش سهم تصمیم بگیرند. این در حالی است که معاملات بازار سرمایه به شکلهای مختلف است، ابتدا سفتهبازی که سهام در آن دست به دست میچرخد و تاثیر مستقیمی در تولید ندارد. (لازم است اشاره کنم فلسفه سپردهگذاری به بانک که مردم هم تشویق میشوند برای آن است که بانکها از پروژههای تولیدی، تامین مالی کنند، یعنی نقدینگی به صورت غیر مستقیم وارد چرخه تولید شود) لذا در بازار سهام نیز شرایط به همین شکل است، هدف اول کمک به تولید و رونق اقتصادی است و هدف ثانویه خرید و فروش سهام بین دو نفر است و نقشی در تولید ندارد که البته 90 درصد بازار سرمایه ما به شکل هدف دوم است. در همین حال دولت هم که برخی از شرکتها همچون شستا را عرضه کرده، به شرط آن است که پول را جهت تکمیل پروژهها ناتمام بخش اقتصادی صرف کنند و در غیر این صورت و به طور مثال اگر دولت این نقدینگی را برای کسری بودجه خرج کند، تاثیری در بهبود تولید یا کمک به اقتصاد ندارد. لازم به ذکر است هر بازار مالی و سرمایهای که مردم در آن پول میگذارند و حضور مستقیم ندارند، مقام ناظر در آن دولت است تا از این پول به درستی محافظت شود که بر همین اساس بانک مرکزی برای بازار پولی و سازمان بورس و اوراق بهادار هم برای بازار سهام مسئول این امر هستند. در واقع در بازار سرمایه دولت مقام ناظر اصلی است که از طریق سازمان بورس برای نظارت بر کار بازیگران بازار اعمال نظر میکند که بازوی اجرایی آنها حسابرسان مستقل هستند. این در حالی است که ما در برخی مواقع حسابرس دولتی هم داشتیم که مجمع دولتی و هیات مدیره منتخب دولت بودند و برهمین اساس استقلال صورتهای مالی حسابرسی شده در آن رعایت نمیشود؛ چراکه همه افراد منتصب دولت هستند و بررسی آنها به عهده همین افراد است. در حالت کلی دولت مسئولیت تمام موارد بورسی و تضمینی آن را عهده دار است. به علاوه دولت توصیه میکند کسانی که میخواهند سهم بخرند مشورت کنند یا از طریق صندوقهای سرمایهگذاری اقدام کنند. افزون بر آن به دلیل آنکه سهمی دستخوش تغییرات فردی نشود، لازم است تا هر شرکتی بازارگردان داشته باشد که با نظارت دولت بتوان از آن سهام حمایت کرد.
به زعم شما مشکلات اصلی که بازار سرمایه با آن مواجه شده، چیست؟
لازم است بگوییم بورس ما چند اشکال اساسی دارد: ابتدا آنکه تصمیمگیر اصلی دولت است ولی گرداننده آنها شبکههای اقتصاد زیر زمینی هستند که بیش از 60 درصد اقتصاد کشور و 80 درصد ارزهای صادرات غیرنفتی در دست آنهاست. به واقع اینها با پول و نفوذ، بر وضعیت اقتصادی تاثیر به سزایی دارند. مورد دوم آن است که بازارسازهای ما هم دیگر بازارگردانان ثبت شده نزد بورس نیستند، در هر حال حاضر صندوقهای ما متشکل از افراد غیرمرتبط با سهام شرکتها هستند و سفتهبازی میکنند. البته اکثریت اعضای شورای بورس هم از بازار سرمایه انتخاب شدهاند و تصمیم میگیرند سهم بخرند، بفروشند یا مشاوره دهند. این در حالی است که معاملات آنها تحت کنترل نیست و آنها ذینفع هستند. از سویی ما خصوصیسازی داریم، اما بررسی بعد از آن را نداریم، به طوریکه سهم دولت را میفروشیم و سپس نسبت به درست یا غلط عمل کردن آن توجهی نمیکنیم. باید بگویم دولت زمانی، همچون مساله موسسات مالی غیرمجاز ورود و پس از آن بالاجبار از بودجه خود بخشی از ضررها را جبران کرد. از سوی دیگر برخی هم متاثر از تبلیغات، پول خود را روانه بانک کردند، که با افزایش تورم و تصمیمات عجیب، منجر به کاهش ارزش پول و افت سرمایه افراد شد و متاسفانه بیاطمینانی در بازارهای مالی و دارایی به شکل گستردهای به چشم میخورد.
تا چند سال گذشته تعداد کدهای معاملاتی کم بود، اما به عقیده فعالان یکی از مشکلات اصلی بازار، ورود افرادی است که با الفبای بورس آشنایی ندارند و رفتار هیجانی میکنند نظر شما در این باره چیست؟
در اکثر کشورهای پیشرفته دنیا دولت اقداماتی برای آگاهی بیشتر از بازار سرمایه انجام میدهد، از یک طرف نظارت به حدی است که اجازه نمیدهند سودجویان بورس را بچرخانند. اما در کشور ما مقام ناظر به درستی عمل نمیکند. این در حالی است که مقام ناظر در بورس باید بری از معالمه باشد و ذینفع نباشد.
به نقل از روزنامهی آرمان ملی، 22 آبانماه 1399