زنان بهعنوان شرکا و مدیران ارشد در حرفهی حسابداری از حضور کمتری برخوردار هستند. تغییر چنین شرایطی نیاز به سه اهرم اصلی دارد، استعداد، بقا و ارتقا. هر اهرمی باید عملیاتی شود و هیچ کدام بهتنهایی برای کمک به زنان در پیشبرد این زمینه کافی نیست.
در جلسهای که اخیراً میان انجمن حسابداران رسمی آمریکا و کمیتهی ملی تنوع بخشی برگزار شد ابتدا به ارائهی آمار از حضور زنان در حرفه پرداخته شد. تقریباً 23٪ از شرکای موسسات حسابرسی در سال 2019 زنان بودند که اندکی از 22٪ در دو سال گذشته بیشتر است. تعداد بسیار کمی از این شرکا اقلیت هستند. واقعیت این است که حرفهی ما هنوز به شدت توسط رهبران مرد اداره میشود. در نتیجه، بخش بزرگی از استعدادهای خود را کنار میگذاریم و آنها را به سطح رهبری نمی رسانیم.
در اینجا سؤالاتی وجود دارد كه رهبران میتوانند برای کمک به زنان در مسیر پیشرفت سازمان از خود بپرسند:
· آیا زنان فرصتهای آینده را در سازمان می بینند؟سازمانها باید افراد با عملکرد بالا یا پتانسیل بالا را شناسایی کنند. بسیاری از سازمان باید خطوط استعدادیابی و چرخهی زندگی شغلی کارکنان را ارزیابی کند تا نقاط اوج یا روندهایی را که در آن زنان نادیده گرفته می شوند، شناسایی کنند.
· آیا زنان از حمایت شغلی مناسب و کافی برخوردار هستند؟ رشد یک رهبر غالباً به یک حامی نیاز دارد، شخصی که به عنوان مربی نقش مهمی در رشد حرفهای افراد دیگر دارد. این افراد میتوانند اطلاعات و راهنماییهای لازم را ارائه دهند، در مورد مسیر شغلی و مهارتهایی که باید کسب شوند، مشاوره ارائه دهند. حامی کسی است که اعتبار حرفهای و مزایای سیاسی خود را در راستای حمایت از شخص دیگری قرار دهد. نبود کسی که مایل به استفاده از سرمایههای اجتماعی خود برای پر کردن شکاف میان فرصتهای واقعی یا درک شده باشد، میتواند مانعی برای پیشرفت زنان باشد. حمایت به ویژه در یک مراحل خاص شغلی، بسیار مهم است.
· آیا زنان در محیط کار احساس راحتی میکنند؟ زنان دائماً در حال تجربهی نقشهای مختلفی هستند که در زندگی خود ایفا میکنند و به دنبال یافتن وجه اشتراک میان این نقشها هستند. به عنوان مثال، آنها ممکن است خود را درنقش مادران جدید، مادران شاغل، شرکای حرفهای شاغل، و یا دارای مسئولیت مراقبت از سالخوردگان تصور کنند. زنان در مراحل مختلف زندگی خود توانایی پیوند با نقشهای متفاوت را دارند. وقتی آنها محل پیوند این شبکه را پیدا کردند، دلیل لازم برای بقای شغلی ایجاد میشود.
· آیا زنان برای ارتقا از استانداردهای بالاتر برخوردار هستند؟ این موضوع باید در سیستم های مدیریت عملکرد سازمانها نشان داده شود.
· آیا زنان آموزشهای لازم را دریافت میکنند؟ زنان به تجارب شغلی، آموزشهای اجرایی ضمن خدمت و سایر فرصتهایی که اعتبار و پتانسیلهای رهبری را گسترش میدهند، نیاز دارند. اگر شرکتها به پیشرفتهای شغلی، برقراری تعادل میان کار و زندگی، جبران خدمات و مزایا و سایر چالشها نپردازند، ممکن است زنان فرصتهای دیگر خود را در نظر بگیرند.
پاسخ دادن و پرداختن به این پرسشها ممکن است برای همه راحت نباشد باشد، اما پذیرش این موضوعات ضروری است.
www.journalofaccountancy.com