فساد و عدم شفافیت دراقتصاد ایران دو مولفه ای است که بارها از آن سخن گفته شده، موضوعاتی که ناکارآمدی را به بخش های دیگر اقتصاد سرایت می دهند و فشار را بر اکثریت جامعه تحمیل می کنند. آنچه به عنوان بحران بر سر اقتصاد ایران می آید نتیجه سالها بی توجهی به شفافیت در اقتصاد است که یکی از زیر مجموعه های آن اصلاح نظام مالیاتی و شفاف سازی درآمدها واخذ مالیات از آنهاست.عباس هشی اقتصاد دان و استاد دانشگاه درگفت و گو با اخبار صنعت اشاره ای دارد به آنچه اقتصاد ایران را گرفتار بحران کرده است.
استاد اقتصاد گفت: هنگامی که به جای لحاظ شدن شفافیت در اقتصاد، مهمترین تصمیم گیری های اقتصادی توسط حاکمان اقتصاد زیر زمینی اتخاذ شود قطعا اقتصاد روزهای سختی را به مردم تحمیل می کند و نمی توان انتظار برابری و اجرای عدالت اجتماعی را داشت، چرا که پادزهر مبارزه با فساد، شفافیت و انضباط مالی است.
این روزها بازار سرمایه پر رونق شده و برخی دولت را به دلیل رونق های بی دلیل این بازار سرزنش می کنند نظر شما درباره بازار سرمایه و آشنا کردن مردم با این بازار چیست؟
بازار سرمایه بازاری است که دولت آقای روحانی زمینه های آشنایی همه ی مردم را با این بازار فراهم کرده است، به عبارتی می توان گفت آقای روحانی اولین رئیس جمهوری است که دراخرین سال دولت خود بدهی و تعهد مهم به مردم و رهبری را که از سال 80 بالاخص 86 به بعد که باید به پشتوانه حکم رهبری باید انجام می گرفت را ایفا کرده است، یعنی دولت با رونق دادن به بازار سرمایه و تحریک مردم برای ورود به بورس کاهش بنگاه داری را کلید زده است فارغ از ایراداتی که به نوع روش و ارزش شاخص های برخی شرکت ها وجود دارد. قطعا بازار سرمایه از لحاظ شفافیت از چندین لحاظ به سایر بازارها وخرید و فروش هایی چون توافقی و مزایده برتری هایی دارد. به هر حال کاهش بنگاه داری جزء شروط و وعده های انتخاباتی همه روسای جمهور ایران بوده اما متاسفانه تا کنون کسی بدان توجهی نکرده از این جهت کار آقای روحانی قابل تقدیر است.
از نظر شما چرا اقتصاد ایران این روزها حال بدی دارد؟آیا همه تقصیرها گردن تحریم هاست؟
مسایل اقتصادی امروز و تورم هایی که زندگی مردم را قفل کرده است موضوعی است که از جهات مختلف باید مورد بررسی قرار بگیرد چرا که ریشه بسیاری از فشارهای اقتصادی که بر معیشت مردم وارد می شود جز فساد مالی و مدیریت ضعیف دولت ها دلیلی ندارد. هنگامی که به جای لحاظ شدن شفافیت در اقتصاد، مهمترین تصمیم گیری های اقتصادی توسط حاکمان اقتصاد زیر زمینی اتخاذ شود قطعا اقتصاد روزهای سختی را به مردم تحمیل می کند و نمی توان انتظار برابری و اجرای عدالت اجتماعی را داشت، چرا که پادزهر مبارزه با فساد، شفافیت و انضباط مالی است.
فساد و عدم شفافیت را دو رکن اصلی بحران اقتصادی کشور می دانید؟
اقتصاد زمانی در ریل گذاری واقعی می افتد که شفافیت و انضباط مالی رعایت شود،مهمترین عرصه ای که می تواند شفافیت و انضباط مالی را نشان دهد اجرای درست قانون مالیات است که یکی از ابزارهای آن اخذ مالیات از ارزش افزوده است تا با ارائه اطلاعات بخش قابل ملاحظه ای از فرار مالیاتی کشور کشف و درباره آن تصمیمات درستی اخذ شود. اقتصاد زیر زمینی کشور را فلج کرده چرا که کشوری که براساس مالیات اداره نشود قطعا ختم به خیر نمی شود، در اقتصاد زیر زمینی اظهار نامه مالیاتی پر نمی شود و فراریان مالیاتی راه های گریز بسیاری برای نپرداختن مالیات دارند در اقتصاد زیرزمینی از منابع بانکی برای تولید و هدایت تولید استفاده نمی شود، بلکه از منابع برای رانت خواری و ویژه خواری استفاده به عمل می آید بدون اینکه یک ریال به صندوق دولت برای تامین هزینه های دولت واریز شود. در اقتصاد زیر زمینی سرمایه داران برای بهره برداری بیشتر از رانت های بعدی برای انتخابات با هزینه های میلیاردی لابی گری می کنند و دست به هر کاری می زنند تا نماینده آنها از ارکان مهم کشور سر در بیاورد، در اقتصاد زیر زمینی است که شاهد ریشه دواندن سرطان اقتصادی هستیم، لذا تا زمانی که این سرطان اقتصادی از ریشه کنده نشود واز فساد جلوگیری به عمل نیاید با اعدام کردن سلاطین سکه وخودرو و ارز و موبایل فقط صورت مساله حل شده است، لذا حسب فرمایش رئیس قوه قضاییه باید به دنبال علت باشیم و با معلول کاری نداشته باشیم تا زمانی که ریشه های علت خشک نشود این سلاطین از جای جای اقتصاد کشور بیرون می زنند و اقتصاد روزهای بدتری را در پیش رو خواهد داشت.
دراین بین وظیفه دولت و مجلس چیست؟
نمایندگان مجلس و دولت به عنوان مجری قانون باید از درآمدهای خام فروشی نفت عبور کنند، دراین روزها مشاهده می کنیم که اتکا به درآمدهای نفتی با تحریم و موضوع کرونا که تقاضا را برای نفت به شدت کاهش داده نباید روی یک مولفه برای درآمد زایی کشور تکیه کرد. اگر نظام مالیاتی کشور اصلاح شود و از همه پایه های مالیاتی به درستی مالیات اخد شود و نواقص آن به وسیله قانون گذاری مجلس و راه اندازی دولت الکترونیک حل شود درآمد کلانی به دولت داده می شود، در حالی که اینک به دلیل نواقص بالای مالیاتی کشور عده ای با فرار مالیاتی و دریافت یارانه های پیدا و پنهان درآمد کلانی کسب می کنند و کارمندان و کارگرانی که از تامین نان شب خود عاجزند باید مالیات پرداخت کنند، از این رو اصلاح نظام مالیاتی برای کسب درآمد دولت بدون اتکا به درآمدهای نفتی مساله مهمی است که باید جلوی آن گرفته شود.
آیا اگر دولت پای توافق برجام نمی نشست امروز این همه مشکل بر سر اقتصاد کشورنریخته بود؟
در مساله برجام نمی توان دولت را تنها مقصر دانست چرا که به قول و گفته بزرگان نظام، دولت به خودی خود نمی تواند اقدام به چنین کاری کند بلکه مجوز از سوی مقامات بالا صادر شده بود. آقای ناطق نوری و ولایتی دراین باره گفتند که : بدون اذن رهبری با هیچ کس توافقی شروع نمی شود و تمام اموری که انجام می شود ادامه برنامه ای است که در دولت قبلی ریخته شده است، بنابراین مساله برجام مساله حاکمیت است اما آنچه بیش از برجام و تاثیر آن در اقتصاد کشور مشهود است ویژه خواری ها و فساد وحشتناک در معاملات ارزی و ارز دولتی است کهمیلیاردها دلار به جیب فاسدان و دزدان ریخت و اموال ملت را غارت کرد. بی تردید مجلس باید برتمام این موضوعات با ابزارهایی که دراختیار دارد به شدت نظارت کند چرا که مجلاس در تمام سازمان ها ناظر دارد از مقام ناظر بانک تا سازمان بورس و مهمترین آن دیوان محاسبات به عنوان حسابرس و مقام ناظر بر امور مالی کشور است، لذا همه دستگاه های دولتی باید اقتصاد روشن و شفافی داشته باشند، قوانین باید به نفع اخذ مالیات تدوین و تصویب شود چرا که ما با دو دشمن رو به روهستیم، دشمن خارجی که ترامپ و جهان غرب است و دشمن داخلی که سوء استفاده کنندگان از عدم اصلاح نظام مالیاتی؛ از عدم نظارت صحیح دولت و مجلس و ویژه خوارانی است که اقتصاد و زندگی و معیشت میلیون ها انسان را به چالش کشیده اند. به هر حال مجلس باید برای کاهش ارزش پول ملی و افزایش بی رویه نرخ ارز کاری کند، مجلس و دولت و بانک مرکزی باید مراقب تبعات افزایش نرخ ارز روی تولید و در نهایت مجموعه اقتصاد کشور باشند چرا که اقتصاد کشور روزهای حساسی را پشت سر می گذارد که به شدت نیازمند مراقبت است.
به نقل از اخبار صنعت، 18 تیرماه 1399