Skip Navigation Links.
کرونا، بازارهای مالی و نفت / غلامحسین دوانی
 

کرونا، بازارهای مالی و نفت / غلامحسین دوانی

چهارشنبه، 27 فروردین 1399 | Article Rating
منشأ ویروس کرونا چه بوده است؟! جهان در چنبره راهزنان قرار دارد؛ از راهزنان مالی تا راهزنان زیستی. راهزنان مالی همان سرمایه‌داران جنایی هستند که با دست‌اندازی بر بازارهای مالی و شبکه‌های بانکی بشریت را به اسارات پولی خود درآورده و راهزنان زیستی در واقع همین ویروس‌ها یا ناقلان اپیدمی امراض به شمار می‌روند. راهزنان زیستی با ورود به درون یاخته‌های گیاهان و جانوران، تن آنها را پایگاه همگون‌سازی و افزایش شمار خود می‌کنند و سپس با به کاراندازی مکانیسم‌های تب، سرفه، عطسه، زکام و اسهال در تن میزبان خود به بیرون می‌جهند. ویروس‌ها نیز مانند آدم‌ها به دنبال ماندگارتر کردن سامانه ژنتیک خود در جهان هستند. البته ویروس‌ها کالبد ندارند و تنها با دست‌اندازی به پیکر گیاهان و تن جانوران دیگر می‌توانند مکانیسم ژنتیک خود را کارا نگه دارند. با شروع اپیدمی کروناویروس وزیر خارجه آمریکا ویروس آن را «ویروس ووهان» نامیده؛ اقدامی که خشم مقام‌های چین را برانگیخته است. چینی‌ها حالا مدعی هستند که احتمالا ارتش آمریکا ویروس را در ووهان منتشر کرده است.
میان چین و آمریکا جنگی تبلیغاتی بر سرمنشأ ویروس کرونا درگرفته و طرفین یکدیگر را به اشاعه آن متهم می‌کنند. اقدام مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در نامیدن ویروس جدید به عنوان «ویروس ووهان» خشم چین را برانگیخته است. مقام‌های چینی این نامگذاری را «غیرمسوولانه» خوانده‌اند.
گمان می‌رود این ویروس جدید از راه فروش غیرقانونی حیوانات وحشی در یکی از بازارهای حیوانات وحشی ووهان به انسان منتقل شده باشد. با اینکه تحقیقات اخیر در چین نشان می‌دهد که خفاش می‌تواند منشأ احتمالی این ویروس باشد، مصرف سوپ خفاش چندان در این کشور متداول نیست و تحقیقات درباره منشأ دقیق این ویروس ادامه دارد. روز دوشنبه، سوم فوریه، انتشار تحقیقات یک ویروس‌شناس چینی در نشریه علمی نیچر، ادعاها درباره آنفلوآنزا و سینه‌پهلوی ناشی از ویروس کرونا و ارتباط آن با خفاش‌های فروش‌رفته در یکی از بازارهای محلی شهر ووهان را دوباره قوت بخشید.
همزمان با تایید نخستین مورد ابتلا به این ویروس در ایالات متحده، چندین سند ثبت اختراع در توئیتر و فیس‌بوک منتشر شد که در نگاه اول به نظر می‌رسد نشان می‌دهند که کارشناسان از سال‌ها پیش با این ویروس آشنا بوده‌اند. یکی از نخستین کاربرانی که این اتهامات را مطرح کرد جوردن ساتر، سازنده مشهور تئوری‌های توطئه و کاربر یوتیوب بود. او در یک رشته توئیت طولانی که حالا چندین هزار بار ریتوئیت شده، متنی منتشر کرد که به سند ثبت اختراعی منتهی می‌شود که در سال ۲۰۱۵ توسط موسسه پربرایت در انگلستان درخواست شده بود.
موضوع این سند درمان و جلوگیری از انتقال بیماری‌های تنفسی از راه ساختن واکسنی با استفاده از نسخه ضعیف‌‌شده ویروس کروناست. این متن به شکل گسترده‌ای در گروه‌های فیس‌بوکی نیز منتشر شده است، هرچند که غالبا به گروه‌هایی که برای ضدیت با واکسیناسیون و انتشار تئوری‌های توطئه تشکیل شده‌اند محدود مانده است.
خبر دیگری اذهان داشته که براساس گزارشی از یک روزنامه چینی جانوری به نام پانگولین توزیع‌کننده ویروس کروناست. مردی ۵۵ساله از استان خوایی (در چین) اولین شخصی است که در ماه نوامبر مبتلا به ویروس کرونا شد. از آن زمان دانشمندان چینی در تلاش بودند تا به این منبع برسند و در اوایل فوریه براساس اطلاعات ژنتیکی تخمین زدند که پانگولین که مورچه‌خوار است این ویروس را به خفاش منتقل کرد و از خفاش به انسان انتقال یافت. پانگولین به علت داشتن گوشت و فلس‌هایی که دارد در طب سنتی در چین از آن استفاده می‌شود و همچنین در آنجا یکی از محبوب‌ترین حیوانات محسوب می‌شود.
یک بررسی اجمالی نشان می‌دهد که نظام درمانی فوق طبقاتی آمریکا یکی از آسیب‌پذیر‌ترین کشورها در مقابله با کروناویروس است. شاید به همین دلیل و اطلاعاتی که به ترامپ انتقال داده شده، ایشان ناچار شد بر‌خلاف ادعای قبلی خود در چندین ایالت آمریکا با اعلام وضعیت فوق‌العاده موافقت کند. در واقع سوال اساسی پساکرونایی ملت‌ها از دولت‌ها این خواهد بود که هزینه‌های درمانی میلیاردی که از مالیات مردم تامین شده در کجا و برای چه کسانی خرج شده است.
نگاهی به آمار تخت‌های بیمارستانی در کشورهای منتخب نشان می‌دهد که در کشورهای ژاپن ۵/۱۳-، کره‌جنوبی ۲۷/۱۲، روسیه ۰۵/۸-، آلمان ۸-، اتریش ۳۷/۷-، مجارستان ۰۲/۷-، چک ۶/۶-، لهستان ۶/۶-، آمریکا ۷/۲ و ایران ۵/۱ تخت به ازای هر هزار نفر جمعیت وجود دارد بنابراین در صورت شیوع گله‌ای ویروس آمریکا و ایران به شدت آسیب‌پذیر خواهند بود. نکته جالب توجه در مورد این اپیدمی که علم پزشکی را هم عاصی کرده، اظهارنظرهای غیرمسوولانه در بیشتر کشورهای درگیر این بیماری توسط کلاشانی است که به نام دین و مذهب از آمریکا، اسراییل، هند تا ایران وجود دارند. از کاشف «روغن گل بنفشه» در ایران، توصیه خاخام‌های ضدبشر صهیونیست، نوشیدن گوارای ادرار گاو در هندوستان تا آن کشیش نابینایی که اخیرا در واشنگتن مدعی کشف داروی ضدکرونا شد و دادگاه او را به جرم فریب افکار عمومی محکوم کرد. «کل اگر طبیب بودی، چشم خود باز گشودی»؟ نتیجه قطعی کرونا تاکنون «پیروزی علم بر ثروت» و پیروزی «علم بر خرافه و باورهای سنتی» است. در این میان فداکاری و تلاش کادر خدمات بهداشتی- درمانی جهان باعث شده یک همبستگی جهانی در حمایت از آنان «و نه پزشکان آسوده بخواب میلیاردی» به صورت نمادین با سروصدا درآوردن قاشق و بشقاب در راس ساعت هفت عصر بر فراز تراس، بالکنی و پشت‌بام‌های کشورهای مختلف همه‌روزه صورت گیرد.
سقوط آزاد بازارهای مالی
شروع ویروس کرونا باعث شد روزنامه‌های محافل سرمایه‌داری «نئولیبرال‌ها» مثل وال‌استریت ژورنال و نیویورک‌تایمز افت اقتصادی چین را همچون ترامپ به فال نیک و به نفع آمریکا بدانند.
اینها غافل هستند که فرآیند سرمایه‌گذاری‌های هوشمندانه چین به طریقی است که همه را با خود سوار یک قایق کرده تا در صورتی که هر کسی به این قایق آسیب ‌رساند، خود نیز غرق شود؟! شیوع جهانی اپیدمی و رسوخ ویروس در لابه‌لای جامعه آمریکا و سقوط بازارهای مالی آمریکا این اندیشه تخریب را به عقب راند، زیرا اقتصاد جهانی و جهانی شدن سرمایه آسیب را از کناره‌های رودخانه به اقیانوس سرمایه «بورس آمریکا» انتقال داده و بازارهای مالی جهان را با وجود برنامه‌های حمایتی تریلیون دلاری به شدت تکان داده است. از طرف دیگر بسیاری از شرکت‌های تولیدی و خدماتی متوسط و کوچک در آلمان و سایر کشورهای اروپایی به خاطر گسترش ویروس کرونا با بحرانی روبه‌رو شده‌اند که کارشناسان اقتصادی آن را با بحران مالی جهانی سال ٢٠٠٨ مقایسه می‌کنند؛ بحرانی که برون‌رفت از آن برای برخی کشورهای صنعتی تا ١٠ سال طول کشید. روز دوشنبه نهم مارس۲۰۲۰ که تراز بورس در سقوط آزاد بود، آقای ترامپ در توئیتر مدعی شد که «سال گذشته ۳۷ هزار آمریکایی به خاطر آنفلوآنزای معمولی مردند. میانگین سالانه بین ۲۷ هزار و ۷۰ هزار است. چیزی تعطیل نمی‌شود، زندگی و اقتصاد در جریان است. در این لحظه ۵۴۶ مورد ابتلا داریم و ۲۲ مورد هم مرگ. به این فکر کنید». نشانه بی‌اطلاعی رییس‌جمهور آمریکا از ماهیت بحران کنونی که به طور عمده مسائل را از زاویه کازینو و قمار و شرط‌بندی می‌بیند باعث شد که روز پنجشنبه دوازدهم مارس، پس از اینکه فدرال‌رزرو و ترامپ نتوانستند نگرانی‌های سرمایه‌گذاران در مورد تاثیرات منفی اقتصادی ویروس کرونا را کاهش دهند، سهام آمریکا به شدت سقوط کرد.
پسامد بعدی پس از اینکه ترامپ اعلام ممنوعیت سفر اروپا به آمریکا را مطرح و فدرال‌رزرو اعلام کرد روز پنجشنبه ۵۰۰ میلیارد دلار به بانک‌ها نقدینگی تزریق می‌کند و روز جمعه هم یک تریلیون دلار قرارداد بازخرید اوراق قرضه و سپس هم ناچار شدند بسته حمایتی ۲۲۰۰ میلیارد دلاری نجات اقتصاد را اعلام تا شاخص‌های سهام موقتا از سقوط باز ایستند.
اما واقعیت آن بود که این موارد انتظارات سرمایه‌گذاران را برای تقویت اقتصاد آمریکا در برابر ویروس کرونا برآورده نکرده و شاخص‌ها کماکان لرزان به سمت و سوی سقوط قرار دارند تا تثبیت.
چرا با وجود آنکه بانک مرکزی آمریکا (فدرال‌رزرو)، وفق خواسته آقای ترامپ رییس‌جمهور در سه هفته اخیر تاکنون دوبار نرخ بهره را کاهش داده اما شاقول بورس آمریکا به عنوان شاخص بورس‌های جهان کماکان در حال زنگ زدن است و عده‌ای از اقتصاددانان نسبت به این اقدام عجیب هشدار می‌دهند. چندی پیش جاستین ولفرز، استاد دانشگاه میشیگان در توئیتی خطاب به دونالد ترامپ گفت «یا وضعیت اقتصادی خوب است، یا نرخ بهره را باید پایین بیاوریم اما هر دو با هم نمی‌توانند درست باشند». اگر وضعیت اقتصادی آمریکا خوب است، پس چرا صحبت از پایین آوردن نرخ بهره بانکی می‌شود؟ مگر شرایط مساعد اقتصادی را نباید فرصتی مغتنم شمرد برای بالا بردن نرخ بهره بانکی؟ در واقع کاهش نرخ بهره بانک مرکزی نفع خاصی برای بخش مولد اقتصاد نخواهد داشت زیرا اگرچه مجموعه‌های صنعتی و تولیدی، برای افزایش توان تولیدی خود، نیازمند سرمایه‌های کلان بوده‌اند. به عنوان مثال، مجموعه‌های تولید خودرو برای افزایش حجم تولید، نیازمند ماشین‌آلات سنگین برای مونتاژ هستند. راه‌اندازی خط تولید جدید، تعداد زیادی شغل به وجود می‌آورد و این کارمندان جدید حقوق خود را وارد چرخه اقتصاد و به رشد اقتصادی کمک می‌کنند. کاهش نرخ بهره بانکی از این رو سبب افزایش سرمایه‌گذاری، افزایش تولید، افزایش اشتغال و رشد اقتصادی می‌شود. این هذیانی است که تئوری‌پردازان اقتصادی برای توجیه کاهش نرخ بهره به آن متوسل می‌شوند.
بررسی اجمالی بدهی‌های بانکی نشان می‌دهد که در کشورهای پیشرفته چیزی نزدیک به ۷۰ درصد کل بدهی بخش خصوصی، مربوط به خانواده‌هایی است که برای خرید مسکن از بانک پول قرض کرده‌اند. ۳۰ یا ۴۰ درصد باقیمانده بین بدهی شرکت‌ها و بدهی اشخاص برای خریدهای کوچک‌تر پخش می‌شود. واقعیت اقتصاد قرن بیست‌ویکم بسیار متفاوت با آن رویایی است که اقتصاددانان قرن بیستم در سر می‌پروراندند.
شرکت‌های بزرگ امروز، به علت گرایش به تکنولوژی دیجیتال و پردازش داده‌ها به سرمایه‌گذاری‌های کلان نیاز ندارند؛ نکته‌ای که لارنس سامرز، وزیر خزانه‌داری سابق ایالات متحده آمریکا، سال‌هاست آن را به همکارانش یادآوری می‌کند. این شرکت‌ها ارائه‌دهنده خدمات دیجیتال به کاربران خود هستند و نه کالا. و همان‌طور که می‌دانیم پیشرفت تکنولوژی باعث سقوط دائمی قیمت تجهیزات الکترونیکی می‌شود. این عامل اصلی کاهش نیاز به سرمایه‌گذاری در عصر نوین است. با چنین تصویری کاهش نرخ بهره حتی می‌تواند در شرایط فعلی خطرناک هم باشد زیرا در شرایطی که بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکایی میلیاردها دلار سود خود را (برای اینکه مشمول مالیات نشود) از کشور خارج می‌کنند و برخی دیگر برای بالا بردن ارزش سهام شرکت، اقدام به بازخرید سهام خودشان می‌کنند، منطقی است که متخصصان بازار سهام از این شرایط عجیب و بی‌سابقه ابراز نگرانی کنند زیرا کاهش نرخ بهره بانکی می‌تواند باعث رشد حبابی قیمت سهام شرکت‌ها شود. این پدیده‌ای است بسیار خطرناک که سال‌ها پیش شروع شده و هم‌اکنون نیز در حال گسترش است. تاثیر دیگر این اقدام بحث‌برانگیز بانک مرکزی آمریکا در بازار مسکن حس خواهد شد.
پایین آمدن سود وام باعث افزایش درخواست وام مسکن و در نتیجه افزایش قیمت مسکن خواهد شد. قیمت مسکن پس از بحران سال ۲۰۰۸ رشد چشمگیری داشته و اینک در بسیاری از شهرهای بزرگ آمریکا، خرید مسکن برای نسل جوان، تبدیل به رویایی دست‌نیافتنی شده است. ادامه روند فعلی به افزایش اختلاف طبقاتی بین‌نسلی دامن می‌زند که در نهایت باعث افزایش نارضایتی عمومی می‌شود.
حال اگر لحظه‌ای تصور کنید رییس‌جمهور آمریکا دستی در ساخت‌وساز دارد شاید بتوانید حدس بزنید پافشاری او بر کاهش نرخ بهره بر سر لحاف ملاست و این پایان ماجرا نیست. خطر دیگری که اقتصاد جهانی را تهدید می‌کند وام‌هایی است که آمریکا به کشورهای در حال توسعه ارائه می‌دهد.
کاهش نرخ بهره موجب افزایش درخواست وام خواهد شد؛ و البته نرخ بهره بانکی نمی‌تواند برای همیشه پایین بماند. بازگشت آن به حد عادی (حدود پنج درصد) می‌تواند باعث توقف بازپرداخت این وام‌ها و بحران مالی گسترده شود. همه موارد فوق را کنار هم بگذارید و این پرسش نمایان می‌شود: کاهش نرخ بهره بانکی در شرایط فعلی، بیشتر شبیه دارو است یا زهر؟ اگرچه قبل از شیوع کرونا ویروس عده‌ای از اقتصاددانان مشهور آمریکا نگران کاهش نرخ رشد و رکود احتمالی در بازارها بودند اما در حال حاضر با توجه به آثار کرونا ویروس رشد اقتصادی ایالات متحده آمریکا در حال کند شدن است.
سونامی نفتی
نمایه زیر قیمت هر بشکه نفت و هر اونس طلا را طی سنوات ۲۰۲۰-۱۹۴۶ نمایش می‌دهد که خود گویای آن است که از سال ۲۰۱۰ جهان دچار تغییرات شگرفی شده که نیاز به اصلاح آن وجود دارد؟
هفته گذشته قیمت نفت شاخص برنت در پی مخالفت روسیه با تصمیم اوپک برای کاهش دوباره تولید روزانه ۵/۱ میلیون بشکه نفت به ۳۶ دلار سقوط کرد، یعنی تقریبا نصف ابتدای سال جاری شد. عربستان در پی مقاومت روسیه اعلام کرد که تولید خود را در ماه فوریه به ۳/۱۲ میلیون بشکه در روز خواهد رساند، یعنی ۶/۲ میلیون بشکه بیشتر از سطح کنونی. روسیه نیز گفته است تولیدش را افزایش خواهد داد به طوری که قیمت نفت در هر بشکه ۲۰ دلار هم پایین آمد.
نتیجه‌گیری
پدیده «کرونا ویروس» نشان داد که بشر با وجود فتح کرات آسمانی و دسترسی به ماهواره و تکنولوژی‌های پیچیده کماکان در مقابله با عصیان طبیعت و مسائل زیست‌محیطی هنوز آسیب‌پذیر بوده مضاف بر آنکه بسیاری عوارض طبیعی محصول خودکاشته شرکت‌های بزرگ بین‌المللی در عدم رعایت مسائل زیست‌محیطی و از بین بردن محیط‌زیست هستند والا کیست که نداند «خفاش و کوسه و پشه و میمون و…» بیش از هزاران سال با بشریت همزاد و در یک پیوستگی محیطی بوده که تا زمانی که این بشر دوپا متعرض آنان نشده، آنها نیز کاری به انقراض نسل بشریت نداشته بلکه اعمال و عملکرد این بشر دوپا بوده که باعث انقراض نسل‌های متفاوتی از حیوانات، گیاهان، کوه، جنگل و دریا شده است.
تاثیر دیگر این اپیدمی که در برخی کشورها وضعیت جنگی را باعث شد، تکانه ویرانگری را بر بخش غیرمولد اقتصاد یعنی سهم بازی و بازارهای کاذب کاغذی «مشتقات مالی» که به نام سلاح‌های کشتار جمعی مالی مشهورند، وارد کرد و زنگ‌های رکود و سکوت و سکته را برای اقتصادهای متکی بر بخش‌های غیرمولد به صدا درآورد که بار دیگر ضرورت اصلاح نظام‌های متکی بر راهزنان مالی را نشان داد و مردم به عینه مشاهده کردند که اگر کارخانه‌ای وجود نداشته باشد و تولیدی صورت نگیرد ده‌ها شرکت آمازونی قادر نخواهند بود دو لیتر الکل و مایعات ضدعفونی‌کننده و ۱۰ عدد ماسک تحویل دهند؟!
خوشبختانه یا شوربختانه کروناویروس فقیر و ثروتمند را در آلودگی به خود را فرقی نمی‌گذارد و گستره اپیدمی کروناویروس نوعی همبستگی جهانی را به وجود آورده تا مردم جهان به عینه مشاهده کنند چگونه نارهبران و ثروتمندان به راحتی عطسه خود را تست می‌کنند اما هزاران نفر آلوده به این مرض قادر به تامین هزینه تست آن نیستند و چگونه دولت‌هایی که دم از بشریت می‌زنند تلاش دارند امتیاز کشف داروی این اپیدمی را انحصاری کنند زیرا برای این اوباشان تنها چیزی که مهم نیست بشریت، محیط‌زیست و حقوق برابر انسان‌هاست. بنابراین فعالان سیاسی- اجتماعی باید تلاش کنند در پرتو آگاهی به مردم در پیشگیری این اپیدمی سطح خواسته‌ها و مبارزات مردم را بالا برده و علیه نابرابری جهانی و جهانی‌سازی یکپارچه که باعث تخریب محیط‌زیست و پیدایش امراض عمومی شده‌اند دست به مبارزات گسترده جهانی زنند، زیرا با فرض مهار کرونا‌ویروس مجددا چند صباحی دیگر امراض منبعث از زیست‌محیطی دوباره شیوع خواهد یافت و برای ریشه‌کن کردن این اپیدمی‌های جهانی نیاز به یک همبستگی جهانی علیه جهان‌خوارانی که فقط به فکر سود و انباشت ثروت هستند، یک ضرورت حال و آینده است. بدون شک حوزه این اپیدمی ویروسی بسیار گسترده‌تر از بحران سال ۲۰۰۸ و اپیدمی طاعون در قرون وسطی بوده و دولت‌های غیرمسوول و سرمایه‌داری جهانی به سادگی قادر به عبور از آن بدون دادن هزینه نخواهند بود. همان‌طور که اپیدمی طاعون در قرون وسطی در اروپا با درهم شکستن سیطره کلیسا موجد رنسانس و تغییر در جامعه کار و تولید با ایجاد ساختار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و به وجود آوردن بنیاد ایدئولوژیکی شد، در جهان پساکرونایی شاهد تحولات شگرفی در بازارها و تعریف جدیدی از علم و دانش که مدت‌هاست مقهور ثروت شده بود، خواهیم شد. حاکمان و صاحبان قدرتی که ثروت لایزال کشورها را غارت و سرمایه‌های مردم را به جای مصرف در نظام سلامت، مصروف تشکیل بنیادهای عریض و طویل خیریه‌ای فرار از مالیات کرده‌اند در پساکرونا دیگر به سادگی قادر به فریب افکار عمومی نخواهند بود زیرا آتشی که کرونا برافروخته دامان آنان را نیز خواهد گرفت. درسی که کرونا به جامعه و افکار عمومی داد بیش از هزاران جلد کتاب روشنگری تاثیر گذاشت که امید بر آن است که این درس‌ها بشریت و به ویژه جامعه کار و تولید را از تاریکخانه‌ها و سیاهچال‌های فکری به مناسبات نوین انسانیت عقلانی نزدیک‌تر سازد.


به نقل از روزنامه‌ی جهان صنعت، به‌تاریخ 27 فروردین 1399

تصاویر
  • کرونا، بازارهای مالی و نفت / غلامحسین دوانی
ثبت امتیاز
اشتراک گذاری