بحران شفافیت و پاسخگویی در حاکمیت شهری
غلامحسین دوانی- حسابدار رسمی
روزنامه همشهری مورخ 30 آبان ماه 1396
یکی از بحران های جهان کنونی بحران عدم شفافیت است که باعث شده بسیاری از مردم دنیا به حکومتهایشان اعتماد نداشته و رابطه ملت- دولت در فراشد جهان به بدترین شکل آن که عدماعتماد، بیاطمینانی و فساد است ظهور کند.
بحران جهان کنونی باعث شده که مردم در سطح جهان بر این باور قرارگیرند که حکومتها خوب عمل نمیکنند.
لذا مدتهاست حکومتها و دولتها درصدد برآمدهاند تا رابطه دولت - ملت را در فراشد شفافیت، پاسخگویی و مسئولیتپذیری و حسابدهی بازتعریف کنند تا از طریق بهبود کارایی، پاسخگویی و شفافیت، این اعتماد را بهبود بخشند.
پاسخگویی عمومی یک مفهوم محرک سیاسی است که میتواند تصویری از امانتداری، وظیفهشناسی، عدالت و تلاش برای مصون ماندن در برابر انتقاد باشد. در این نوشتار صفت «عمومی» در پاسخگویی عمومی به دو جنبه مربوط میشود:
نخست: به شفافسازی که برای عموم مردم صورت میگیرد.
دوم: به مدیران بخش دولتی که بودجه دولت را خرج میکنند و یا مدیران نهادهای عمومی نظیر شهرداریها و سازمان تامین اجتماعی که وجوه دریافتی از شهروندان یا بیمهشدگان را باید بهدرستی مصروف برنامههای شهری و یا بیمهای نمایند. مفهوم پاسخگویی از منظر جامعهشناختی با مفاهیم حسابرسی و حسابدهی مرتبط است.
شهر تهران یکی از 30شهر بزرگ دنیا به لحاظ جمعیتی و چالشهای شهری قرار دارد و گفته میشود در گذار به جهانشهری است لذا باید قانونمندی و الزامات جهانشهری بر فراشد نظام مالی - اداری آنجا حاکم شود تا بتواند به یک شهر توسعهیافته پایدار تبدیل شود. بررسی اجمالی نظام مالی شهرداری تهران حداقل پس از دوره جنگ تحمیلی تاکنون نشان داده که این نظام ناکارآمد و غیرشفاف بوده و شهروندان در پس غبارهای زیستمحیطی نتوانستهاند آثار عوارض پرداختی همهساله خود را مشاهده کنند و همین موضوع زمینهساز از بین رفتن اعتماد شهروندان گردیده درحالیکه پیششرط توسعه شهرها، نظام مالی شفاف است.
بهطور مثال درحالیکه هزینههای سربار در خدمات شهری باید حداکثر بین 7 تا 10درصد باشد در تهران حدود 20درصد و بار مالی آن عملا گریبانگیر شهروندان چه از طریق پرداخت عوارض و چه از طریق فروش املاک شهرداری که در واقع متعلق به شهروندان است شده، که صد البته این مصیبت حاصل عملکرد کسانی است که تعداد پرسنل شهرداری را از 18هزار نفر به 60هزار نفر افزایش دادند.
فقدان شفافیت و عدمپاسخگویی باعث شده حقوق زیستمحیطی شهروندان با مجوز تراکم ساختهای غیرمهندسی در غرب تهران در قالب برجهای بیرویه در مسیر بادی تنفس شهروندان تهرانی را مختل نمایند و آلودگی را به جای سپاس از پرداخت عوارض به شهروندان تحمیل کردند که صد البته اگر شورای شهر مسئولیتپذیر و پاسخگویی وجود میداشت چنین فاجعهای اتفاق نمیافتاد. برای جلوگیری از اینگونه فجایع و برقراری شفافیت مالی و انضباط لازم جز از طریق حسابرسی عملکرد نمیتوان حسابدهی و پاسخگویی را در نهادهای عمومی برقرار کرد.