Skip Navigation Links.
دیروز ، امروز و فردای این عرصه پهناور ، ساخته کلام شیوای توست
 

دیروز ، امروز و فردای این عرصه پهناور ، ساخته کلام شیوای توست

پنجشنبه، 09 اسفند 1403 | Article Rating

دل‌نوشته‌ای تقدیم به استاد ثقفی

 

امشب، باز هم من و رفیق دیرینه‌ام، یعنی بی‌خوابی، به گَپ و گفت نشسته‌ بودیم که به ناگاه خاطره‌ای از چند روز پیش و همایش دانشگاه الزهرا سر برآورد،هفته گذشته بود که از دور، استاد ثقفی را دیدم، پیر و تکیده، و ناگاه زمان برایم درهم شکست...

 

رفتم به گذشته: سال ۱۳۸۲، دانشگاه علامه طباطبایی، صحبت های دکتر ثقفی...

 

گویی در راهرویی از خاطرات قدم گذاشتم، راهرویی که صدای او در آن طنین داشت، صدایی که نه‌فقط از علم، که از تامل و ژرف‌اندیشی لبریز بود.... مردی که برای من همیشه نمادی از گستره‌ی بی‌پایان دانش و عمق اندیشه در حسابداری بوده است، چه، من هیچ‌گاه او را جدا از مطالعه و تحقیق ندیدم....  اما چرخ روزگار، استادان را همچون شمع‌هایی در مسیر باد، با خود می‌برد، کم‌پیدا می‌شوند، کمیاب...  روزگاری است شگفت، که در آن، سایه‌های بلند یکی پس از دیگری در افق محو می‌شوند و ما را در خلأیی از جنس اندوه و حیرت تنها می‌گذارند....  وما به رسم مَثَلِ معروفِ پهلوان زنده را عشق است تا داشته هایمان را از دست ندهیم یادی از ایشان نمیکنیم...  وقتی این سایه های بلند را از دست می‌دهیم، تازه ارزش حضورشان را درمی‌یابیم....

و این شد که باز ناپرهیزی کردم و این دل‌نوشته را این‌بار برای او نوشتم: 

حساب و کتابِ زندگی، گاه همچون سینمایِ کوئنتین تارانتینو، پر از فریم‌های خشن و گذراست....

رقم‌ها می‌دوند...

ترازها می‌لرزند...

و زمان، قفسه‌های اسناد را یکی پس از دیگری می‌بلعد....

و مابینِ این حساب و کتاب ها متوجه میشوی که حسابداری، تنها یک حرفه نیست....

بلکه انعکاسِ حقیقتی است در قاب‌های منظمِ ترازنامه‌ها، میان ستون‌های سردِ سود و زیان....

گاهی پُرتنش....

گاهی آرام...

همچون فیلمی از آنتونیونی که در آن، سکوت، حامل هزاران معناست....

در زمانه‌ای که دانش، در میان اعداد گُم شده و عدالت، در سایه‌ی محاسبات رنگ باخته است، هنوز هستند آنان که این حرفه را نه به عنوان شغل، که به مثابه رسالتی عمیق درک کرده‌اند....

استاد ثقفی یکی از همین چهره‌های نادر است....

مردی که حسابداری را نه صرفاً در قالب صورت‌های مالی، بلکه در بستری از اندیشه، فلسفه و تاملات اجتماعی فهمید و فهماند....

او نشان داد که این حرفه، چیزی فراتر از بدهکار و بستانکارهای ساده است....

حسابداری، برای او صرفاً یک نظام مالی نبود، بلکه آیینه‌ای بود از واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی، ترازنامه‌ای که در آن، نه‌فقط سرمایه و دارایی، که رنج و تلاش انسان‌ها نیز باید محاسبه میشد....

او از آن دسته استادانی بود که با هر واژه، روزنه‌ای تازه به دنیای دانش می‌گشود، نه صِرفاً برای حل معادلات مالی، بلکه برای فهم حقیقتی نهفته در وَرایِ اعداد....

او از آن دسته متفکرانی است که مرزهای دانش را نه فقط در چارچوب استانداردها و رویه‌های حسابداری، بلکه در تقاطع علم و جامعه، میان نظریه و عمل، میان تاریخ و آینده بازتعریف کرده است....

او از آن نسل از استادانی است که اجازه ندادند حسابداری، تنها به هنر تراز کردن اعداد تقلیل یابد....

همچون یوشیرو اُزو که در قاب‌های ثابت سینمایی‌اش، طوفانِ معنا را به تصویر کشید، استاد ثقفی نیز در کلاس‌هایش، در نوشته هایش و با حضورش، حسابداری را از حصار اعداد فراتر برد، آن را به فلسفه‌ای برای درک نظام‌های اقتصادی و اجتماعی تبدیل کرد....

تو را چه بنامم؟

آیا «تارکوفسکیِ حسابداری»، که در میان سطرهای بی‌روح گزارش‌های مالی، نوری شاعرانه می‌تابانی؟

یا «برگمانِ ترازنامه‌ها»، که در ستون‌های سود و زیان، ردپای رنج و امید انسان را بازمی‌یابی؟

شاید همچون ویم وندرس، مسافری در جاده‌ای بی‌انتها، که حسابداری را نه فقط به‌عنوان یک علم، بلکه به‌مثابه یک شیوه‌ی نگریستن به جهان درک کرده‌ای....

و امروز... شاگردانت، این سربازان خاموشِ دفاتر مالی، در هر صنعت، در هر شرکت، ردّپای نگاه تو را همچون «حاشیه‌نویسی مقدس» بر اسناد حمل می‌کنند....

شاید روزی برسد که دیگر صدای تو در کلاس‌ها طنین نیندازد، شاید روزی برسد که دیگر کتابی جدید از تو به قفسه‌های کتابخانه‌ها اضافه نشود، اما تاثیر حضورت در حسابداری ایران، همچنان باقی خواهد ماند...

همان‌گونه که کیشلوفسکی با رنگ‌هایش قصه‌ی سرنوشت انسان را روایت کرد، شما نیز با کلمات و درس‌هایتان، قصه‌ای جاودانه در حسابداری ایران نوشتید....

 

 

و شاید روزی در آینده، وقتی به گذشته نگاه کنیم، بگوییم:

خوشا به حال آنان که در زمانه‌ای از نسیان، نوشتن و اندیشیدن را فراموش نکردند...

و خوشا به حال ما که محضر این اساتید را درک کردیم....

 

سید محمد باقرآبادی

تصاویر
  • دیروز ، امروز و فردای این عرصه پهناور ، ساخته کلام شیوای توست
  • دیروز ، امروز و فردای این عرصه پهناور ، ساخته کلام شیوای توست
ثبت امتیاز
اشتراک گذاری