X
تاریخ انتشار: شنبه 22 شهریور 1399
غلامرضا سلامی/بازار کم عمق

  غلامرضا سلامی/بازار کم عمق

امتیاز: Article Rating

هفته نامه تجارت مورخ 22 شهریورماه 1399

عامل اصلی زمینه ساز دستکاری قیمت در بازار سهام، عمق کم این بازار است. این جمله، بخشی از نگرانی غلامرضا سلامی، کارشناس مالی و اقتصادی در مورد بازار سهام است. درکنار این، او اعتقاد دارد، دولت میتواند با به تعویق انداختن ریزش یکباره بورس و اجرای سیاستهایی مانند هدایت نقدینگی به سمت تولید و افزایش سرمایه شرکتها و فروش اوراقی با قابلیت حفاظت از قدرت خرید مردم، از کمینگاه پرخطر فعلی عبور کند.

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس گفته: نگران دستکاری قیمت سهام در بورس هســتم. به عنوان حسابرس با سابقه چه دیدگاهی درباره احتمال دستکاری قیمت سهام دارید؟ هر اقدامی که افراد به طور کلی برای منافع خودشان، به منظور بالا بردن تصنعی یک ســهم یا ســهامی در بازار انجام میدهند، دستکاری قیمت )Manipulation Prices )نام دارد. فرض کنید کسی میخواهد ســهامی را که دارد با قیمت بالاتری نسبت به ارزش واقعی آن به فروش برســاند؛ این فــرد مجموعه اقدامات ً غیرقانونی انجام میدهد که این سهم بتواند در غیراخالقی و بعضا بازار با قیمتهای بیش از قیمت واقعی به فروش برسد. به چنین پدیدهای دستکاری قیمت میگوییم. گاهی اوقات هم یک سهم ارزش واقعی بالایی دارد، ولی با تالشهایی، قیمت آن سهم را پایین میکشند که برای خود فرصت خرید با قیمت نازل ایجاد کنند. این عمل هم دستکاری قیمت است و چنین کاری، تاریخچه درازی دارد. به عنوان مثال، در ابتدای دهه 30 میلادی، دستکاری قیمتها، مهمترین عامل ریزش بورس نیویورک بود که منجر به ایجاد بحران عظیمی در آمریکا شــد؛ بعد از آن، در سال ۱۹۳۴ مقررات به شکلی تنظیم شد که تا آنجا که ممکن است، اجازه دستکاری قیمت داده نشود. ما نیز کموبیش از همان مقررات در بورس ایران اســتفاده میکنیم که تا جایی که ممکن است، جلوی دستکاری قیمتها گرفته شود. Á اگر چنینی قوانین وجود دارد، چطور رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس از قیمتسازی در بورس سخن میگویند؟ ً چه چیزی مد نظر آقای پورابراهیمی بوده است، اما میتوان به این مساله نمیدانم دقیقا ً به خاطر دستکاری تعدادی اشاره کرد که مشکلی که در بازار ما به وجود آمده است صرفا ً روی یک یا چند سهم خاص رخ میدهد که در ســهم خاص نیست. دستکاریها معمول تاریخ بورس کشــور ما نیز از این اتفاق ً ها کم نیفتاده است. مثال ما سهامی را داشته ایم که با دســتکاری قیمت و انتظار اطلاعات غیرواقعی با قیمتهای بالایی به فروش رفت و بعد شرکت، اعلام ورشکستگی کرد و در نتیجه تعداد زیادی از مردم به خصوص اشخاص ناوارد دچار خســارت مالی شدیدی شدند. با این حال، تصور میکنم، چیزی که در حال حاضر وجود دارد و آقای پورابراهیمی نگران آن هستند، دستکاری قیمت در کل بازار است. یعنی به تعبیر ایشان، دستکاری موجب شده است که به صورت تصنعی قیمت تمامی سهام باال برود و شاخص کل خیلی بیشتر از رشد طبیعیاش، رشد کرده باشد. به عنوان مثال، دلار هفت برابر افزایش ارزش را تجربه کرده است، این در حالی از آخر سال 96 تا امروز حدودا است که شاخص کل بورس در حدود 20 برابر در همین بازه زمانی رشد کرد. تصور کنید، 20 برابر! یعنی در حقیقت حدود سه برابر بیشتر از اندازهای که به صورت حداکثری تصور میشد، بالا برود. در کنار این، بورس نسبت به تورم، قیمت طلا، مسکن و ارز که اشاره کردم هم رشد بیسابقه ای داشته است که از نظر بسیاری از افراد، این رشد تصنعی است و آن را ناشی از یک نوع دستکاری قیمت تلقی میکنند. Á اثرات این دستکاری قیمت، بر زندگی و دارایی مردم به چه صورت بوده است؟ دســتکاری قیمت) از طریق ایجاد بازار کاذب و گمراه کردن به خصوص کسانی که از ترفندهای این بازار بیخبرند( باعث شــده است که تعداد زیادی از مردم، از پس انداز خود برای ورود به بازار ســهام استفاده کنند. گروهی که حتی بخشی از داراییهای دیگر خود را فروخته یا حتی استقراض کرده و به امید سود بیشتر روانه بورس شدهاند. آنها با این پولها، ســهامی را با قیمت بالاتر از ارزشی که داشته است،مزه سودهای هنگفت را چشیده ولی نهایتا خریداری کرده و بعضا امروز دچار یک زیان وحشــتناک شدهاند. فرض کنید کسی که در اواخر تیر یا اوایل مردادماه وارد بازار شــده است، ممکن است 30 تا 40 درصد زیان به ســرمایهاش وارد شــده باشد. در چنین ً سود کردهاند و آنها، کسانی بودهاند که شرایطی عده ای هم مسلما از طریق فضاسازی و انتشار اطالعات غیرواقعی و ترغیب مردم به خریدن سهام بیش از ارزش واقعی اش، توانستند سهام خودشان را بسیار گرانتر به تازهواردها بفروشند و ضمن تحصیل ســود بادآورده هنگفت ارزش باقیمانده سهام خود را بهطور نجومی افزایش دهند. همین اشخاص هستند که اکنون پشت سر مالباختگان اصلی فشار زیادی به دولت و مجلس وارد میکنند تا با حمایتهای غیراصولی منافع آنها را حفظ کند. بالغ بر ۱۰ مدل و شیوه برای دســتکاری قیمتها وجود دارد که در علم مالی شناخته شده اند. به نظر میرسد در اتفاق ً سعی کردهاند که سود خود را با استفاده از این روشها بالا ببرن. در اتفاق  اخیر بورس، عده ای تعمدا سعی کرده اند که سود خود را با استفاده از این روشها بالا ببرند.

 آیا دولت میتوانســت کاری کند که باعث شود، افراد نتوانند با دستکاری قیمتها، سود خوبی به جیب بزنند؟

دولت به معنای یک نهاد یقیناً ســوءنیت ندارد، ولی در اوضاع دوســاله اخیر ازروی دولــت به معنای یک نهاد یقینا کم اطلاعی، استیصال و فشار، به اشخاصی که میخواستند از طریق دستکاری قیمتها و جو به وجودآمده درآمدهای نجومی کسب کنند، کمک زیادی کرد. مقدار زیادی اطلاعات به صورت سیستماتیک با یک مضمون ساده به مردمی که از افزایش سریع قیمت سهام از اوایل ســال ۹۷ گیج شــده و خود را از قافله عقب حس میکردند، داده شد که نگران نباشــید »ما هوای شما را داریم«. بسیاری از مردم به این قبیل صحبتها اعتماد کرده اند و در نتیجه، متاســفانه وضعیت امروز را مشــاهده میکنیم. بسیاری هشدار دادند که این افزایش نامتعارف سهام میتواند منجر به دشواری برای خود دولت شود و همین الان هم مشخص است که این گرفتاریها تا حدی گریبان دولت را گرفته است. اسنادی هم در مورد اشخاص و گروههایی که در زمینه اوضاع کنونی مقصر اصلی هستند، وجود دارد، هرچند که با فرافکنی خود را قربانی و مظلوم جلوه میدهند و از دولت میخواهند با حمایتهای غیراصولی همچنان روند افزایشی سابق را ادامه دهد) بعضی از این اشخاص رویای شاخص هشت میلیونی را در سر میپروراندند. (در هیچ کجای تاریخ ایران سابقه ندارد که در یک بازه زمانی نه چندان بلند و به دلیل برخی سیاستهای دولتی، این میزان سود، نصیب شماری ً زیادی از افراد متعلق ً به زیان تعداد نسبتا از افراد معدود) نسبت به جمعیت کشور( و نهایتا به اقشــار آسیب پذیر شود. این افراد تا جایی که میتوانستند به قصد دولت برای تقویت به یپشتوانه بورس دامن زدند. در شرایط کنونی نیز به دنبال همین مساله هستند و تمایل دارند دولت را تحت فشار قرار دهند که منافع خودشان استمرار پیدا کند. دولت هم به هرحال ناچار میشود بعضی از آن حمایتها را انجام بدهد و به عنوان مثال، به ناچار قیمت خوراک پالایشگاهها، پتروشیمیها و... را پایین بیاورد. بعضا حتی از دولت می خواهند که نرخ سود  بانکی را پایین بیاورد، جلوی واردات خودرو را بگیرد و اجازه بدهد خودرو فروشــان، خودرو ً خود را چند برابر قیمت تمام شده به مردم بفروشند. اینها در واقع چیزهایی است که نهایتا دولت مستأصل به آنها تن در میدهد، تا از این استیصال خارج بشود؛ ولی این راهکار و ً اوضاع را وخیمتر میکند. روش درستتر این است که سعی رویه درســتی نیست و نهایتا کند از طریق همین بازار سرمایه نقدینگی را به سمت تولید و توسعه بنگاهها سوق دهد. کاری که در این مدت مشاهده نشده است و هیچ بخشی از این پول عظیمی که وارد بازار بورس شد، نصیب خود شرکتها به منظور افزایش سرمایه و در نتیجه افزایش تولید در آنها یا سرمایه گذاری جدید شود. اگر هم بوده است، مقدار بسیار ناچیزی بوده است. آیا در کشورهای دیگر دنیا نیز تالشی برای دستکاری قیمتها میشود؟ در صورتی که چنین تالشی وجود دارد، چگونه در برابر آن مقاومت صورت میگیرد؟ در همه دنیا سعی میکنند که قیمتها را دستکاری کنند، ولی جدا از مقررات، یک عامل دیگر مانع از این دســتکاریها میشود و آن هم عمق بازار است. عمق بازار در بازار ســهام ایران بسیار کم است. سهام شــناور آزاد ما به صورت متوسط در حدود 15 یا 16 درصد اســت که این مساله همراه با تبعات آن )تعیین حجم مبنا و دامنه نوسان( باعث میشود با مقدار اندکی سهم، قیمت را بالا یا پایین کنید. به دلیل همین عمق کم، ناچار میشوند حجم مبنا و دامنه نوسان بگذارند که در هیچ کشور مطرح دنیایی وجود ندارد. این مساله به آن دلیل اســت که در این کشورها سهام شناور به طور متوسط بالای 50 درصد اســت و در نتیجه در شــرکتهای بزرگ هیچ بازیگری به تنهایی یا حتی گروهی نمیتواند قیمت را دستکاری کند. در یک بازار با عمق زیاد عده ای نمیتوانند با خریدهای محدود قیمت را بالا بکشــند، بلکه نیاز است که سهم های بسیار زیادی بخرند که عموما وسعشــان نمیرسد. در حالی که در ایران با خرید اندکی از یک سهم )به خصوص زمانی که متولیان بورس نیز با این امر موافق باشند( میتوان قیمت سهم را به صورت تصنعی بالا کشید. بنابراین، آن چیزی که موجب امکان دستکاری قیمتها در این حجم میشود، پدیده کم عمقی بازار است که باعث تمام این گرفتاریها میشود. متاسفانه در این سالها نیز، هیچ اقدام عملی خاصی برای کاهش این کم عمقی صورت نگرفته است. اخیرا  لایحه ای در مجلس تصویب شد تا بشود از آن برای افزایش عمق بازار استفاده کرد. لایحه افزایش سرمایه از طریق صرف سهام، میتواند کمک کند که شرکتها بزرگتر شده و ضمن آن، سهام شناور بیشتر شــود، تا حتی الامکان جلوی دستکاری قیمت که در حال حاضر به راحتی انجام میشود، گرفته شود

 آیا اینکه دولت تا الان اقدام مشخصی برای عمق بخشی به بورس نکرده به این دلیل بوده اســت که این نهاد حاضر هست بورس به هر قیمتی رشد کند و نقدینگی در بورس باشد؟ 

نقدینگی ما با سرعت زیادی رشد کرده است. نقدینگی چه به دلیل کسری بودجه و چه بیدلیل، در سالهای اخیر بالا رفته است و واقیعت این است که دولت برای جبران کسری بودجه مجبور میشــود از بانک مرکزی قرض کند؛ و در سالهایی هم که به دلیل فزونی ً کسری بودجه نداشتیم بانک مرکزی قبل از اینکه بتواند ارز خود را به درآمدهای نفتی ظاهرا ً ناچار بود تا ریال این دارایی خارجی انباشته را به دولت بپردازد که این فروش رساند قانونا ً بالای 30 اقدام نیز باعث افزایش نقدینگی میشد. در سالهای اخیر رشد نقدینگی عموما درصد بوده که ناشی از سیاستهای غلط پولی و مالی دولت است؛ در این بین، مجلس نیز کمک کرده است، وقتی که دولت نفت می فروشد و ریال آن را بلافاصله از بانک مرکزی میگیرد، در حالی که ً بانک مرکزی به خاطر شرایط تحریم، دسترسی به آن پول ندارد، عمال هیچ تفاوتی با استقراض دولت از بانک مرکزی ندارد  این افزایش نقدینگی تا چه زمانی میتواند به اقتصاد آسیب نزند؟ نقدینگی اضافه ایجادشده، میتواند تا زمانی که نرخ بهره منطقی باشد و با تورم تناسب داشته باشد، زیان چندانی به اقتصاد وارد نکند. ولی به محض اینکه نرخ بهره واقعی به میزان زیادی منفی میشود، این پول به بازارهای دیگر سرازیر میشود. بازارهای مختلفی میتوانند تحت تاثیر این نقدینگی قرار بگیرند و دولت، بین بازارهای ارز، مسکن، طلا و سهام، سعی کرد آن را به سمت بازار سهام سوق دهد، چراکه از ورود نقدینگی به بازار ارز هراس داشت. ً کار خوبی بود، منتها باید برای این تا اینجا هم، اشــکالی در این کار وجود نداشت و اتفاقا منظور، برنامه ای طراحی میشــد. طرح دولت برای ورود نقدینگی به بورس تا یک زمان مشخص، قابل اعمال و به نفع اقتصاد بود؛ با این حال، این روند ورود نقدینگی به بورس باید به سمت توسعه شرکتها و طرحهای اقتصادی سوق داده میشد و ایجاد سرمایه میکرد. این امر صورت نگرفت و همه این پول در بازار ثانویه و به عبارتی بازار سوداگری مصرف شد. همچنین، دولت برنامه اقتصادی استراتژیکی برای توسعه کاری که شروع کرده بود، نداشت. در اقتصاد ما، افکار مختلف و متقابلی نسبت به هم وجود دارد و هر کس هم تمایل دارد، حرف خود را بزند؛ در چنین شرایطی، دولت هم شهامت ندارد که نظر قاطع بدهد و آن را عملی کند. به طور خالصه میخواهم بگویم، دولت شروع به کاری کرد که آغاز آن خوب بود، ولی به خوبی پیش برده نشد.

 طبق گفته شما، در بازار ایران اینطور نیست که دستکاری قیمت فقط در شرکتهای کوچک انجام شده باشد و این دستکاری در شرکتهای بزرگ هم اتفاق افتاده است؟ شما بانکهایی را در نظر بگیرید که تا دو سال پیش در معرض ورشکستگی بودند؛ در این میان چه اتفاقی رخ داده است که به صورت ناگهانی، قیمت سهامشان چندین برابر شده است؟ ً در بحث خودروها که زیان انباشته وحشتناکی داشتند و عمال ورشکسته بودند، میبینیم که یکی از بلاترین افزایش قیمتها در گروههای خودرویی صورت گرفته است. در مثال دیگر، برای پلایشهایی که قیمت خوراک را دولت پایین آورده است، نسبت قیمت به عایدی )E/P ) تازه به عدد 20 رسیده است. بیست به معنی پنج درصد سود در سال است. پنج درصد سود در سال برای اقتصادی که 40 درصد تورم دارد، یک شوخی است! درباره  یک مقدار اعداد منطقی تر است، اما همچنان آنجا نیز فاصله زیاد است. برای آنها حداکثر سود این است که قیمت دالر بالاتر رفته است و در نتیجه سود آنها نیز بالاتر میرود؛ با این حال، افزایش قیمت سهام شرکتهای صادراتی که از افزایش قیمت دالر سود میبرند، باید به همان اندازه رشد قیمت دلار باشد، نه به اندازهای بسیار بالاتر از رشد ارز. به طور خالصه، تناسبی بین افزایش قیمت سهام، چه بزرگ و چه کوچک، با وضعیت اقتصادی وجود ندارد. بعضی افراد که ذینفع هستند در واقع صحبتهای بنده را تخطئه میکنند و میگویند که نسبت قیمت به عایدی )E/P )در دنیا مطرح نیســت. ولی چطور ممکن است مطرح نباشد؟ وقتی فردی سرمایه ای دارد و سرمایه گذاری میکند، انتظار دارد که به اندازه سرمایه گذاری خودش در نهایت سالانه سود مشخصی نصیبش شود. اگر قرار باشد فقط قیمت بالا رود، چه معنایی دارد، اگر به دنبال آن سودی وجود نداشته باشد؟ در سوی دیگر، ارزش جایگزینی را مطرح میکنند و در این روش، به طریقی نسبت قیمت به عایدی )E/P )را حساب میکنند که اگر برای پالایشها به عنوان مثال 200 بشود، از نظر آنها ایرادی ندارد. متاسفانه منافع این افراد ایجاب میکند که صحبتهایی در صفحات مجازی یا حتی روزنامه های رسمی بکنند که با واقعیت نسبتی ندارد، ولی برای آنها سودآور است. دولت باید در این ماجرا داور باشد نه اینکه به نفع یک طرف بازی کند. متاسفانه عمل دولت در این مدت در جهت منافع آن افراد بوده است. البته باید گفت که قصد اصلی دولت این نبوده و دولت از روی ناچاری یکســری کارها را انجام داده است. وقتی دولتی یکسری قدمهای اشتباه را برمیدارد مجبور میشود که همانطور قدمهای بعدی را به اشتباه بردارد و این استمرار در کارهای اشتباه میتواند منجر به فروپاشی در اقتصاد شود که به دنبال آن پیامدهای اجتماعی عظیمی خواهد داشت

 بازاری که شما برای ما توصیف کردید، بازار ترسناکی است. بدین معنا که چه سه های بزرگ و چه سهم های کوچک، دچار دستکاریهای قیمتی بالایی هستند و دچار قیمتهای کاذبی شده اند و وقتی چنین بازاری داریم که به چنین حالی دچار هستند، باید بترسیم که یک روز این قیمتهای کاذب به سمت واقعی شدن حرکت کنند. کمااینکه، این اتفاق در حال رخ دادن است. این ترس و نگرانی چقدر جدی است که بازار به صورت ناگهانی و یکباره ریزش کند؟ 

به علت عمق کم بازار، نگرانی از وقوع ریزش ناگهانی، کمتر است. دلیل آن این است که شرکتهای خصولتی آگاه هستند که اگر بازار بخواهد بریزد، آنها بیشتر از همه ضرر خواهند کرد. با این حال، ضرر افرادی که تازه وارد بازار شده اند، متاسفانه رقم بسیار زیادی است و اگر آنها نیز بخواهند خارج شوند، مشکلات زیادی به وجود خواهد آمد. در واقع، ابزاری که در بازار ما وجود دارد، همین بحث دامنه نوسان است که جلوی افراد برای فروش را میتواند بگیرد؛ بنابراین قیمت ســهم در یک حدی بالا نگه داشته میشــود و به فرد اجازه داده ممکن نمیشود که سهمش را به راحتی بفروشد و باید در صف فروش منتظر بماند؛ بعضا است سه ماه دیگر نوبت فرد برای فروش سهم شود و این مساله، فشار و استرس بالایی بر فرد در مقایسه با حالتی وارد میکند که بتواند سهم خود را همان روزی که میخواهد به فروش برساند. در نتیجه ممکن است این مساله، واکنشهای اجتماعی نیز ایجاد کند. این نگرانی، یک نگرانی جدی است.


 

 

اشتراک گذاری
تصاویر
  • غلامرضا سلامی/بازار کم عمق
ثبت امتیاز