X
تاریخ انتشار: چهارشنبه 19 تیر 1398
بهروز رزم آزما/ ایده لوژی ترامپ، برجام و کمپانی هند شرقی

  بهروز رزم آزما/ ایده لوژی ترامپ، برجام و کمپانی هند شرقی

امتیاز: Article Rating

بهروز رزم آزما- حسابدار رسمی

ایده لوژی ترامپ، برجام و کمپانی هند شرقی/ روزنامه جهان اقتصاد مورخ 17 تیرماه 1398

-آری این یک جنگ نظامی ، اقتصادی اســت که آمریکا در تقابل با ملت ایران برپا و الزاما“ مرتبط بابرجام نیست .ایالات متحده

 آمریکا درتونل زمان با گذر از نظم نوین دهکده جهانی ودر پی اقدام به تشکیل کمپانی هند شرقی نوین اســت که به وسیله آن دیگرکشورهای جهان را به تحت الحمایگی خویش درآورد. همانند کشـورهای عضو کامنولث دولت فخیمه انگلیس از قرن هیجدهم به بعد که تاریخ آن را رد نموده است ، کمپانی فوق  با شرکتهای چند ملییتی و بی ملییتی طراحی و مجری آن شخص ترامپ با عنوان رئیس هیات مدیره و مدیر عامل برگزیده شده است.

با این اوصاف دستاویزی از قبیل انرژی هسته ایی یا درجه خلوص آن بهانه ایی بیش نیست و قربانی این بهانه گروگان گیری ملت عزیز ایران است

صحه گذاردن بر مطلب فوق  توسط سران کشورهای منطقه ایی و ســـایر متحدان آمریکا وغیر آن ظلمی  است مضاعف که آحاد کشور ایران را هدف قرار داده و این روا نیست.

جان سخن  این است که آمریکا مرزهای ایران را با ماشین های  جنگی خویش به محاصره درآورده و مرزهای اقتصادی جهان را مسدود و ایران را بایکوت نموده است ، این رواست که چنین باشد؟

اگر فقط یک ناو کوچک جنگی ایرانی  به محدوده و قلمرو خاکی آمریکا نزدیک شود برخورد آمریکا با آن چگونه است و متحدان منطقه ایی و غیرآن چگونه با آن رفتار می نمایند.

هدف اولیه آمریکا از گروگان گیری یاد شـــده به تمکین و به ذلت در آوردن آحاد مناطق مختلف جهان است که از کشورهای شمال آفریقا شروع و تا ورای افغانستان را در بر می گیرد. هدف نهایی آن چیست ؟ وضعیت سران کشورهای یادشـده نیز چیزی جز تمکین به خواسته و تحت الحمایگی آمریکا نیست . این سیاست استعماری و استسماری اسـت که تاریخ آن را رد و محکوم به شکست می داند

بیان می دارد ارتش آمریکا از وظایف متعارف خویش خارج و درحیطه اقتصادی وارد عمل شــده و دردنیا حکومت نظامی اعلام نموده ودر منطقه خاور میانه وارد و به جنگهای نیابتی کـــــشورهای حاشیه نشین خلیج همیشه فارس اقدام و به عنوان ارتش آزادی بخش عمل می نماید ، اما ســایر اقدامات منطقه ایی را تروریستی قلمداد می نماید که این موضوع جای بسی تعجب است 

حافظه تاریخ قوی و جنگ در ویتنام را به یاد دارد و شعار معروف یانکی گوهوم ( آمریکا به خانه ات برگرد) در آن ثبت و ضبط اسـت . کشورهای تازه تاسیس منطقه و افغانستان و سوریه و عراق به یاد داشته باشند هیچ یانکی ایی حافظ منافع آنان نیست و آنان مهره های استعمار و بازیچه طرح امپراتوری جهانی آمریکا قرار گرفته اند، این موضوع موجب خسران آنان درمنطقه و جهان است

به تاریــــــــخ پناه برده و از دوران ماقبل افلاطون ( جنگ در تروا ) ، جمهوریت افلاطونی و دوران رنسانس و انقلاب صنعتی و انقلابات آزادی بخش و همچنین جنگ شــــمال وجنوب آمریکا گذر و بدوا“ از نفوذ آمریکا در نقض حقوق بشر و ســـــپس وقایع اتفاقیه از جنگ جهانی دوم تا حال را به اختصار مدنظر قرار خواهم داد.

الف- جوامع حقوق بشری : این جوامـــع مردم نهاد NGO به منظور دفاع از حقوق اساسی مردم کشورها تحقیق و تفحص می نمایند و به این جوامع حقوق حیوانات نیز اضافه می شود این جوامع به طور سیستماتیک با صدور بیانیه ، اعتراضیه و اعتصابیه به منظور دفاع از حقوق بشر و یا حیوانات اقدام می نمایند، جان کلام این اسـت که ۸٫ میلیون آحاد کشور ایران و همچنین حیوانات موجود درآن درتحریم و بایکوت اقتصادی و معیشتی و مالی و جانی آمریکا قرارگرفته اند  حال چگونه است که سکوت اختیار و لام از کام بیان نمی دارند؟ من به عدم وابستگی آنان به ایده لوژی های حاکم از هرنوع که باشد اطمینان نداشته لیکن نکته این اســـت که با بومی سازی حقوق انسان ها در تمام مناطق دنیا  چراغی به راه آینده روشن است.

ب- جایگاه ایسم ها در آغاز جنگ : اداره جهان در ابتدای جنگ جهانی دوم شامل ایده لوژی های کاپیتالیسم ، کمونیسم و فاشیسم ( ژن برتر ) بود 

۱-کاپیتالیسم : با گذر از دوران برده داری و سیستم سرمایه داری توسط اشراف وبا اســــتفاده از نیروی ماشین های صنعتی کاپیتالیسم نوین  را ایجاد نمود ، در این سیستم اقتصادو سیاسـت های منطقه ایی ( ملک الطوایفی ) در ید اختیار اشراف و امورجنگ و ارتباط با دول خارجی به منظور تجارت در اختیار دولت ها قرار می گیرد.

بیان می دارد که  این روش درحقوق آحاد مردم تغییری حاصل ننمود، درسیستم برده داری شلاق و در سیستم ارباب رعیتی نیز زور و زر و تزویر حاکم و مستولی بود لیکن دراین دوره ماشین ها نیز برغیر از اشراف مسلط و مردم از مزایای آن بهره ایی نداشتند، قابل ذکر است در ابتدای امر فقط اشراف مذکر دارای حق رأی و انتخاب بودند در نهایت کاپیتالیسم به سمت وسوی لجام گسیختگی حرکت نمود

۲-کمونیسم : پایه گذاری ایده لوژی توســط مارکس بررسی و تئوری حکومت کمونیستی تدوین گردیـد، در این ایده به لحاظ عدم استثمار نیروی کار تمام قدرت ها دردولت مرکزی مســـتقر و حقوق عامه توسط دولت تضمین و شعارمحوری آن عبارت از کارگران جهان متحد شوید و آنان له خویش و علیه اشراف و سرمایه داران خصوصی تشویق و ترغیب می گردیدند ، با اعتنا به این ایده وبا سقوط امپراتوری تزارها کشور روسیه شوروی قدرت را دردســـت گرفت ،گرچه این ایده بدوا“ مقبول عامه ایی قرار گرفت اما به تدریج و با بلوغ کاپیتالیسم اساس و پایه این ایده ناکافی وروسیه (جدید) با افکاری دیگر شکل گرفت. در آزادی و برابری این سیستم همین کافی اسـت که حزب کمونیست جایگزین اختیارات و امتیازات اشراف  و بخش خصوصی گردید و آزادی دیگران در این بود که مردم فقط به افراد طبقه خاص حاکم رأی و آنان را انتخاب نمایند.

۳-فاشیسم : این ایده به انواع متفاوت قبل از ظهور پدیده هیتلر وجودداشت شعار عمده آنان برتری قشر خویش برهمگان مردم بود و اینان با شعارهای پوپولیستی و شــــعورناپذیر برمردم حاکم وبه تدریج ایده خویش را تحمیل آنان می نمودند هیتلر ژن نژاد آلمان  را بر تمام مردم جهان برتریت می داد، این ایده از اصل نابجا و با پایان جنگ جهانی دوم و سقوط آلمان هیتلری و سلب اختیار از آنان ( متحدین آن ژاپن ….) و به قدرت  نظامی آنان خاتمه و درنهایت این ایده  به تاریخ پیوست . دکتر علی شریعتی به تفصیل ایده های مزبور را بررسی و اظهار می داشت حال که معایب سیستم کاپیتالیسم مشخص شده این روش نمی گذارد اوضاع سرمایه داری به جایی برســـد که کارگران جهان انقلاب نمایند لذا سرمایه داری پاره ایی از اصول کمونیسم را از قبیل بیمه اجتماعی ، سلامت رایگان و برابری تقریبی دستمزد را پذیرا گردیده و درمقابل کمونیسم نیز در مقابل قسمت هایی از ایده سرمایه داری را پذیرفت این ایده ها از قبیل تعدد احزاب واستفاده از سرمایه بخش خصوصی بود که به طور سمبولیک روسیه کنونی با آن شکل گرفت

۴-از سازمان ملل تا ترامپیسم : با گذر از ایجاد سازمان ملل ، معاهده تجارت جهانی و….. ایده نظم نوین جهانی (جهان یک قطبی ) شرکتهای تــجاری فارغ از مرزهای جغرافیایی گردید و به منظور سودآوری لجام گسیخته ایجاد شرکتهای چند ملییتی و غیر ملییتی شکوفا شد.

اما این قدرت های عظیم فاقد قدرت نظامی و از نظرسیاسی تمامیت خواهی کامل را دارا نبودند ،

از آنجا که کشور ایالات متحده قدرت فائقه نظامی و ســـــیاسی جهان بود تغییرات در آمریکا نیز اجتباب ناپذیر گردید. بدوا“ اصول تغییرات با انتخاب یک فرد ســــیاه پوست که از آنان به عنوان کاکاسیاه (ژن بی ارزش ) نام برده می شد به عنوان رئیس جمهور آمریکا شروع و متعاقب آن ترامپ به عنوان رئیس هیات و مدیر عامل شرکتهای چند ملیتی و بی ملیتی به منظور چپاول  ثروت سایر ملل از جمله کشورهای منطقه ( منبع اصلی نفت جهانی )  و با بهره از قدرت فائقه نظامی و سیاسی آمریکا انتخاب گردید.

بیان می دارد ایرانی باهوش تر از آن است که فریب برجام و یا غیر برجام را بخورد. ایرانی همچون اساطیر باستانی از راست قامتان تاریخ باقی خواهد ماند.

اظهار می دارد در حوادث اخیر به کشورهای همسایه تحقیر وارد آمده و  در این خصوص از وظایف اولیه سیاست مداران و قدرتمندان سیاسی است که با موضوع با خرد برخورد و روشنایی را فراسوی راه آینده قرار دهند و امید به درایت آنان است .

اما این را می دانم که سود آوری لجام گســــیخته مسلط بر اقتصاد نظامی بین الملل محکوم به رد است .

نوشتار این مقاله تعلق به هیچ گروه و دســــــته و ایده لوژی خاص ندارد و نافی آزادیهای انسانی ، اخلاقی و معیشتی و حقوق شهروندی و ناکارآمدی سیستم اداری کشور نیست .

بهروز رزم آزما-حسابدار رسمی-آری این یک جنگ نظامی ، اقتصادی اســت که آمریکا در تقابل با ملت ایران برپا و الزاما“ مرتبط با برجام نیست .ایالات متحده آمریکا درتونل زمان با گذر از نظم نوین دهکده جهانی ودر پی اقدام به تشکیل کمپانی هند شرقی نوین اســت که به وسیله آن دیگرکشورهای جهان را به تحت الحمایگی خویش درآورد. همانند کشـورهای عضو کامنولث دولت فخیمه انگلیس از قرن هیجدهم به بعد که تاریخ آن را رد نموده است ، کمپانی فوق  با شرکتهای چند ملییتی و بی ملییتی طراحی و مجری آن شخص ترامپ با عنوان رئیس هیات مدیره و مدیر عامل برگزیده شده است.

با این اوصاف دستاویزی از قبیل انرژی هسته ایی یا درجه خلوص آن بهانه ایی بیش نیست و قربانی این بهانه گروگان گیری ملت عزیز ایران است.

صحه گذاردن بر مطلب فوق  توسط سران کشورهای منطقه ایی و ســـایر متحدان آمریکا وغیر آن ظلمی  است مضاعف که آحاد کشور ایران را هدف قرار داده و این روا نیست.

جان سخن  این است که آمریکا مرزهای ایران را با ماشین های  جنگی خویش به محاصره درآورده و مرزهای اقتصادی جهان را مسدود و ایران را بایکوت نموده است ، این رواست که چنین باشد؟

اگر فقط یک ناو کوچک جنگی ایرانی  به محدوده و قلمرو خاکی آمریکا نزدیک شود برخورد آمریکا با آن چگونه است و متحدان منطقه ایی و غیرآن چگونه با آن رفتار می نمایند.

هدف اولیه آمریکا از گروگان گیری یاد شـــده به تمکین و به ذلت در آوردن آحاد مناطق مختلف جهان است که از کشورهای شمال آفریقا شروع و تا ورای افغانستان را در بر می گیرد. هدف نهایی آن چیست ؟ وضعیت سران کشورهای یادشـده نیز چیزی جز تمکین به خواسته و تحت الحمایگی آمریکا نیست . این سیاست استعماری و استسماری اسـت که تاریخ آن را رد و محکوم به شکست می داند.

بیان می دارد ارتش آمریکا از وظایف متعارف خویش خارج و درحیطه اقتصادی وارد عمل شــده و دردنیا حکومت نظامی اعلام نموده ودر منطقه خاور میانه وارد و به جنگهای نیابتی کـــــشورهای حاشیه نشین خلیج همیشه فارس اقدام و به عنوان ارتش آزادی بخش عمل می نماید ، اما ســایر اقدامات منطقه ایی را تروریستی قلمداد می نماید که این موضوع جای بسی تعجب است !

حافظه تاریخ قوی و جنگ در ویتنام را به یاد دارد و شعار معروف یانکی گوهوم ( آمریکا به خانه ات برگرد) در آن ثبت و ضبط اسـت . کشورهای تازه تاسیس منطقه و افغانستان و سوریه و عراق به یاد داشته باشند هیچ یانکی ایی حافظ منافع آنان نیست و آنان مهره های استعمار و بازیچه طرح امپراتوری جهانی آمریکا قرار گرفته اند، این موضوع موجب خسران آنان درمنطقه و جهان است ،

به تاریــــــــخ پناه برده و از دوران ماقبل افلاطون ( جنگ در تروا ) ، جمهوریت افلاطونی و دوران رنسانس و انقلاب صنعتی و انقلابات آزادی بخش و همچنین جنگ شــــمال وجنوب آمریکا گذر و بدوا“ از نفوذ آمریکا در نقض حقوق بشر و ســـــپس وقایع اتفاقیه از جنگ جهانی دوم تا حال را به اختصار مدنظر قرار خواهم داد.

الف- جوامع حقوق بشری : این جوامـــع مردم نهاد NGO به منظور دفاع از حقوق اساسی مردم کشورها تحقیق و تفحص می نمایند و به این جوامع حقوق حیوانات نیز اضافه می شود این جوامع به طور سیستماتیک با صدور بیانیه ، اعتراضیه و اعتصابیه به منظور دفاع از حقوق بشر و یا حیوانات اقدام می نمایند، جان کلام این اسـت که ۸٫ میلیون آحاد کشور ایران و همچنین حیوانات موجود درآن درتحریم و بایکوت اقتصادی و معیشتی و مالی و جانی آمریکا قرارگرفته اند  حال چگونه است که سکوت اختیار و لام از کام بیان نمی دارند؟ من به عدم وابستگی آنان به ایده لوژی های حاکم از هرنوع که باشد اطمینان نداشته لیکن نکته این اســـت که با بومی سازی حقوق انسان ها در تمام مناطق دنیا  چراغی به راه آینده روشن است .

ب- جایگاه ایسم ها در آغاز جنگ : اداره جهان در ابتدای جنگ جهانی دوم شامل ایده لوژی های کاپیتالیسم ، کمونیسم و فاشیسم ( ژن برتر ) بود .

۱-کاپیتالیسم : با گذر از دوران برده داری و سیستم سرمایه داری توسط اشراف وبا اســــتفاده از نیروی ماشین های صنعتی کاپیتالیسم نوین  را ایجاد نمود ، در این سیستم اقتصادو سیاسـت های منطقه ایی ( ملک الطوایفی ) در ید اختیار اشراف و امورجنگ و ارتباط با دول خارجی به منظور تجارت در اختیار دولت ها قرار می گیرد.

بیان می دارد که  این روش درحقوق آحاد مردم تغییری حاصل ننمود، درسیستم برده داری شلاق و در سیستم ارباب رعیتی نیز زور و زر و تزویر حاکم و مستولی بود لیکن دراین دوره ماشین ها نیز برغیر از اشراف مسلط و مردم از مزایای آن بهره ایی نداشتند، قابل ذکر است در ابتدای امر فقط اشراف مذکر دارای حق رأی و انتخاب بودند در نهایت کاپیتالیسم به سمت وسوی لجام گسیختگی حرکت نمود.

۲-کمونیسم : پایه گذاری ایده لوژی توســط مارکس بررسی و تئوری حکومت کمونیستی تدوین گردیـد، در این ایده به لحاظ عدم استثمار نیروی کار تمام قدرت ها دردولت مرکزی مســـتقر و حقوق عامه توسط دولت تضمین و شعارمحوری آن عبارت از کارگران جهان متحد شوید و آنان له خویش و علیه اشراف و سرمایه داران خصوصی تشویق و ترغیب می گردیدند ، با اعتنا به این ایده وبا سقوط امپراتوری تزارها کشور روسیه شوروی قدرت را دردســـت گرفت ،گرچه این ایده بدوا“ مقبول عامه ایی قرار گرفت اما به تدریج و با بلوغ کاپیتالیسم اساس و پایه این ایده ناکافی وروسیه (جدید) با افکاری دیگر شکل گرفت. در آزادی و برابری این سیستم همین کافی اسـت که حزب کمونیست جایگزین اختیارات و امتیازات اشراف  و بخش خصوصی گردید و آزادی دیگران در این بود که مردم فقط به افراد طبقه خاص حاکم رأی و آنان را انتخاب نمایند.

۳-فاشیسم : این ایده به انواع متفاوت قبل از ظهور پدیده هیتلر وجودداشت شعار عمده آنان برتری قشر خویش برهمگان مردم بود و اینان با شعارهای پوپولیستی و شــــعورناپذیر برمردم حاکم وبه تدریج ایده خویش را تحمیل آنان می نمودند هیتلر ژن نژاد آلمان  را بر تمام مردم جهان برتریت می داد، این ایده از اصل نابجا و با پایان جنگ جهانی دوم و سقوط آلمان هیتلری و سلب اختیار از آنان ( متحدین آن ژاپن ….) و به قدرت  نظامی آنان خاتمه و درنهایت این ایده  به تاریخ پیوست . دکتر علی شریعتی به تفصیل ایده های مزبور را بررسی و اظهار می داشت حال که معایب سیستم کاپیتالیسم مشخص شده این روش نمی گذارد اوضاع سرمایه داری به جایی برســـد که کارگران جهان انقلاب نمایند لذا سرمایه داری پاره ایی از اصول کمونیسم را از قبیل بیمه اجتماعی ، سلامت رایگان و برابری تقریبی دستمزد را پذیرا گردیده و درمقابل کمونیسم نیز در مقابل قسمت هایی از ایده سرمایه داری را پذیرفت این ایده ها از قبیل تعدد احزاب واستفاده از سرمایه بخش خصوصی بود که به طور سمبولیک روسیه کنونی با آن شکل گرفت.

۴-از سازمان ملل تا ترامپیسم : با گذر از ایجاد سازمان ملل ، معاهده تجارت جهانی و….. ایده نظم نوین جهانی (جهان یک قطبی ) شرکتهای تــجاری فارغ از مرزهای جغرافیایی گردید و به منظور سودآوری لجام گسیخته ایجاد شرکتهای چند ملییتی و غیر ملییتی شکوفا شد.

اما این قدرت های عظیم فاقد قدرت نظامی و از نظرسیاسی تمامیت خواهی کامل را دارا نبودند ،

از آنجا که کشور ایالات متحده قدرت فائقه نظامی و ســـــیاسی جهان بود تغییرات در آمریکا نیز اجتباب ناپذیر گردید. بدوا“ اصول تغییرات با انتخاب یک فرد ســــیاه پوست که از آنان به عنوان کاکاسیاه (ژن بی ارزش ) نام برده می شد به عنوان رئیس جمهور آمریکا شروع و متعاقب آن ترامپ به عنوان رئیس هیات و مدیر عامل شرکتهای چند ملیتی و بی ملیتی به منظور چپاول  ثروت سایر ملل از جمله کشورهای منطقه ( منبع اصلی نفت جهانی )  و با بهره از قدرت فائقه نظامی و سیاسی آمریکا انتخاب گردید.

بیان می دارد ایرانی باهوش تر از آن است که فریب برجام و یا غیر برجام را بخورد. ایرانی همچون اساطیر باستانی از راست قامتان تاریخ باقی خواهد ماند.

اظهار می دارد در حوادث اخیر به کشورهای همسایه تحقیر وارد آمده و  در این خصوص از وظایف اولیه سیاست مداران و قدرتمندان سیاسی است که با موضوع با خرد برخورد و روشنایی را فراسوی راه آینده قرار دهند و امید به درایت آنان است .

اما این را می دانم که سود آوری لجام گســــیخته مسلط بر اقتصاد نظامی بین الملل محکوم به رد است .

نوشتار این مقاله تعلق به هیچ گروه و دســــــته و ایده لوژی خاص ندارد و نافی آزادیهای انسانی ، اخلاقی و معیشتی و حقوق شهروندی و ناکارآمدی سیستم اداری کشور نیست .

بهروز رزم آزما-حسابدار رسمی-آری این یک جنگ نظامی ، اقتصادی اســت که آمریکا در تقابل با ملت ایران برپا و الزاما“ مرتبط با برجام نیست .ایالات متحده آمریکا درتونل زمان با گذر از نظم نوین دهکده جهانی ودر پی اقدام به تشکیل کمپانی هند شرقی نوین اســت که به وسیله آن دیگرکشورهای جهان را به تحت الحمایگی خویش درآورد. همانند کشـورهای عضو کامنولث دولت فخیمه انگلیس از قرن هیجدهم به بعد که تاریخ آن را رد نموده است ، کمپانی فوق  با شرکتهای چند ملییتی و بی ملییتی طراحی و مجری آن شخص ترامپ با عنوان رئیس هیات مدیره و مدیر عامل برگزیده شده است.

با این اوصاف دستاویزی از قبیل انرژی هسته ایی یا درجه خلوص آن بهانه ایی بیش نیست و قربانی این بهانه گروگان گیری ملت عزیز ایران است.

صحه گذاردن بر مطلب فوق  توسط سران کشورهای منطقه ایی و ســـایر متحدان آمریکا وغیر آن ظلمی  است مضاعف که آحاد کشور ایران را هدف قرار داده و این روا نیست.

جان سخن  این است که آمریکا مرزهای ایران را با ماشین های  جنگی خویش به محاصره درآورده و مرزهای اقتصادی جهان را مسدود و ایران را بایکوت نموده است ، این رواست که چنین باشد؟

اگر فقط یک ناو کوچک جنگی ایرانی  به محدوده و قلمرو خاکی آمریکا نزدیک شود برخورد آمریکا با آن چگونه است و متحدان منطقه ایی و غیرآن چگونه با آن رفتار می نمایند.

هدف اولیه آمریکا از گروگان گیری یاد شـــده به تمکین و به ذلت در آوردن آحاد مناطق مختلف جهان است که از کشورهای شمال آفریقا شروع و تا ورای افغانستان را در بر می گیرد. هدف نهایی آن چیست ؟ وضعیت سران کشورهای یادشـده نیز چیزی جز تمکین به خواسته و تحت الحمایگی آمریکا نیست . این سیاست استعماری و استسماری اسـت که تاریخ آن را رد و محکوم به شکست می داند.

بیان می دارد ارتش آمریکا از وظایف متعارف خویش خارج و درحیطه اقتصادی وارد عمل شــده و دردنیا حکومت نظامی اعلام نموده ودر منطقه خاور میانه وارد و به جنگهای نیابتی کـــــشورهای حاشیه نشین خلیج همیشه فارس اقدام و به عنوان ارتش آزادی بخش عمل می نماید ، اما ســایر اقدامات منطقه ایی را تروریستی قلمداد می نماید که این موضوع جای بسی تعجب است !

حافظه تاریخ قوی و جنگ در ویتنام را به یاد دارد و شعار معروف یانکی گوهوم ( آمریکا به خانه ات برگرد) در آن ثبت و ضبط اسـت . کشورهای تازه تاسیس منطقه و افغانستان و سوریه و عراق به یاد داشته باشند هیچ یانکی ایی حافظ منافع آنان نیست و آنان مهره های استعمار و بازیچه طرح امپراتوری جهانی آمریکا قرار گرفته اند، این موضوع موجب خسران آنان درمنطقه و جهان است ،

به تاریــــــــخ پناه برده و از دوران ماقبل افلاطون ( جنگ در تروا ) ، جمهوریت افلاطونی و دوران رنسانس و انقلاب صنعتی و انقلابات آزادی بخش و همچنین جنگ شــــمال وجنوب آمریکا گذر و بدوا“ از نفوذ آمریکا در نقض حقوق بشر و ســـــپس وقایع اتفاقیه از جنگ جهانی دوم تا حال را به اختصار مدنظر قرار خواهم داد.

الف- جوامع حقوق بشری : این جوامـــع مردم نهاد NGO به منظور دفاع از حقوق اساسی مردم کشورها تحقیق و تفحص می نمایند و به این جوامع حقوق حیوانات نیز اضافه می شود این جوامع به طور سیستماتیک با صدور بیانیه ، اعتراضیه و اعتصابیه به منظور دفاع از حقوق بشر و یا حیوانات اقدام می نمایند، جان کلام این اسـت که ۸٫ میلیون آحاد کشور ایران و همچنین حیوانات موجود درآن درتحریم و بایکوت اقتصادی و معیشتی و مالی و جانی آمریکا قرارگرفته اند  حال چگونه است که سکوت اختیار و لام از کام بیان نمی دارند؟ من به عدم وابستگی آنان به ایده لوژی های حاکم از هرنوع که باشد اطمینان نداشته لیکن نکته این اســـت که با بومی سازی حقوق انسان ها در تمام مناطق دنیا  چراغی به راه آینده روشن است .

ب- جایگاه ایسم ها در آغاز جنگ : اداره جهان در ابتدای جنگ جهانی دوم شامل ایده لوژی های کاپیتالیسم ، کمونیسم و فاشیسم ( ژن برتر ) بود .

۱-کاپیتالیسم : با گذر از دوران برده داری و سیستم سرمایه داری توسط اشراف وبا اســــتفاده از نیروی ماشین های صنعتی کاپیتالیسم نوین  را ایجاد نمود ، در این سیستم اقتصادو سیاسـت های منطقه ایی ( ملک الطوایفی ) در ید اختیار اشراف و امورجنگ و ارتباط با دول خارجی به منظور تجارت در اختیار دولت ها قرار می گیرد.

بیان می دارد که  این روش درحقوق آحاد مردم تغییری حاصل ننمود، درسیستم برده داری شلاق و در سیستم ارباب رعیتی نیز زور و زر و تزویر حاکم و مستولی بود لیکن دراین دوره ماشین ها نیز برغیر از اشراف مسلط و مردم از مزایای آن بهره ایی نداشتند، قابل ذکر است در ابتدای امر فقط اشراف مذکر دارای حق رأی و انتخاب بودند در نهایت کاپیتالیسم به سمت وسوی لجام گسیختگی حرکت نمود.

۲-کمونیسم : پایه گذاری ایده لوژی توســط مارکس بررسی و تئوری حکومت کمونیستی تدوین گردیـد، در این ایده به لحاظ عدم استثمار نیروی کار تمام قدرت ها دردولت مرکزی مســـتقر و حقوق عامه توسط دولت تضمین و شعارمحوری آن عبارت از کارگران جهان متحد شوید و آنان له خویش و علیه اشراف و سرمایه داران خصوصی تشویق و ترغیب می گردیدند ، با اعتنا به این ایده وبا سقوط امپراتوری تزارها کشور روسیه شوروی قدرت را دردســـت گرفت ،گرچه این ایده بدوا“ مقبول عامه ایی قرار گرفت اما به تدریج و با بلوغ کاپیتالیسم اساس و پایه این ایده ناکافی وروسیه (جدید) با افکاری دیگر شکل گرفت. در آزادی و برابری این سیستم همین کافی اسـت که حزب کمونیست جایگزین اختیارات و امتیازات اشراف  و بخش خصوصی گردید و آزادی دیگران در این بود که مردم فقط به افراد طبقه خاص حاکم رأی و آنان را انتخاب نمایند.

۳-فاشیسم : این ایده به انواع متفاوت قبل از ظهور پدیده هیتلر وجودداشت شعار عمده آنان برتری قشر خویش برهمگان مردم بود و اینان با شعارهای پوپولیستی و شــــعورناپذیر برمردم حاکم وبه تدریج ایده خویش را تحمیل آنان می نمودند هیتلر ژن نژاد آلمان  را بر تمام مردم جهان برتریت می داد، این ایده از اصل نابجا و با پایان جنگ جهانی دوم و سقوط آلمان هیتلری و سلب اختیار از آنان ( متحدین آن ژاپن ….) و به قدرت  نظامی آنان خاتمه و درنهایت این ایده  به تاریخ پیوست . دکتر علی شریعتی به تفصیل ایده های مزبور را بررسی و اظهار می داشت حال که معایب سیستم کاپیتالیسم مشخص شده این روش نمی گذارد اوضاع سرمایه داری به جایی برســـد که کارگران جهان انقلاب نمایند لذا سرمایه داری پاره ایی از اصول کمونیسم را از قبیل بیمه اجتماعی ، سلامت رایگان و برابری تقریبی دستمزد را پذیرا گردیده و درمقابل کمونیسم نیز در مقابل قسمت هایی از ایده سرمایه داری را پذیرفت این ایده ها از قبیل تعدد احزاب واستفاده از سرمایه بخش خصوصی بود که به طور سمبولیک روسیه کنونی با آن شکل گرفت.

۴-از سازمان ملل تا ترامپیسم : با گذر از ایجاد سازمان ملل ، معاهده تجارت جهانی و….. ایده نظم نوین جهانی (جهان یک قطبی ) شرکتهای تــجاری فارغ از مرزهای جغرافیایی گردید و به منظور سودآوری لجام گسیخته ایجاد شرکتهای چند ملییتی و غیر ملییتی شکوفا شد.

اما این قدرت های عظیم فاقد قدرت نظامی و از نظرسیاسی تمامیت خواهی کامل را دارا نبودند ،

از آنجا که کشور ایالات متحده قدرت فائقه نظامی و ســـــیاسی جهان بود تغییرات در آمریکا نیز اجتباب ناپذیر گردید. بدوا“ اصول تغییرات با انتخاب یک فرد ســــیاه پوست که از آنان به عنوان کاکاسیاه (ژن بی ارزش ) نام برده می شد به عنوان رئیس جمهور آمریکا شروع و متعاقب آن ترامپ به عنوان رئیس هیات و مدیر عامل شرکتهای چند ملیتی و بی ملیتی به منظور چپاول  ثروت سایر ملل از جمله کشورهای منطقه ( منبع اصلی نفت جهانی )  و با بهره از قدرت فائقه نظامی و سیاسی آمریکا انتخاب گردید.

بیان می دارد ایرانی باهوش تر از آن است که فریب برجام و یا غیر برجام را بخورد. ایرانی همچون اساطیر باستانی از راست قامتان تاریخ باقی خواهد ماند.

اظهار می دارد در حوادث اخیر به کشورهای همسایه تحقیر وارد آمده و  در این خصوص از وظایف اولیه سیاست مداران و قدرتمندان سیاسی است که با موضوع با خرد برخورد و روشنایی را فراسوی راه آینده قرار دهند و امید به درایت آنان است .

اما این را می دانم که سود آوری لجام گســــیخته مسلط بر اقتصاد نظامی بین الملل محکوم به رد است .

نوشتار این مقاله تعلق به هیچ گروه و دســــــته و ایده لوژی خاص ندارد و نافی آزادیهای انسانی ، اخلاقی و معیشتی و حقوق شهروندی و ناکارآمدی سیستم اداری کشور نیست .

اشتراک گذاری
تصاویر
  • بهروز رزم آزما/ ایده لوژی ترامپ، برجام و کمپانی هند شرقی
ثبت امتیاز