دات نت نیوک
X
چهارشنبه 09 خرداد 1397
تعداد بازدید: 275
تعداد نظرات: 0

دکتر عباس هشی/ 60 درصد اقتصاد ایران زیرزمینی اداره می شود

دکتر عباس هشی/ 60 درصد اقتصاد ایران زیرزمینی اداره می شود

دکتر عباس هشی- روزنامه آمران امروز مورخ 7 خرداد ماه 1394

60 درصد اقتصاد ایران زیرزمینی اداره می شود.

عباس ھُشی در گفت وگو با «آرمان»: 60 درصد اقتصاد ایران زیرزمینی اداره می شود بحران ارزی جنگ ویژه خواران با شبکه پولی بود آرمان- امیر داداشی: کنترل بازار ارز دغدغه ای است که تمام روسای جمھوری ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی با آن دست و پنجه نرم کرده اند. در حالی که تثبیت نرخ دلار یکی از دستاوردھای اصلی دولت اول حسن روحانی به شمار می آمد، اما حدود شش ماه پس از آغازبه کار دولت دوازدھم، نوسانات ارزی گریبان دولت تحت ریاست او را ھم گرفت. در حالی که بسیاری از کارشناسان این اتفاق را طبیعی می دانستند، اما روند رو به افزایش قیمت دلار تا حدی پیش رفت که در ابتدای سال جاری از مرز 6000 تومان ھم عبور کرد. در این بین ستاد اقتصادی دولت تصمیم بر تک نرخی کردن دلار با قیمت 4200 تومان گرفت که این تصمیم موافقان و مخالفان خاص خود را دارد. در این زمینه «آرمان» گفت وگویی با عباس ھُشی، اقتصاددان، انجام داده است که در ادامھ می خوانید: دلیل نوسانات ارزی طی چند ماه گذشتھ چیست؟ واقعھ ارزی کھ از نیمھ دوم سال گذشتھ شروع شد و تا فروردین امسال ادامھ داشت نتیجھ جنگ اقتصاد ویژه خواران با شبکه پولی کشور بود. جنگی کھ از ابتدای دولت یازدھم یک طرف آن بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت قرار داشتند و در طرف دیگر اقتصاد زیرزمینی و دلالان ارز مقابل آنھا ایستادند. این دشمنان منافع ملی، در واقع خواستار افزایش نرخ دلار و به دنبال آن کاھش ارزش پول ملی ھستند و متاسفانه بھ دلیل نفوذ خوبی که بین ارکان قدرت پیدا کرده اند در برھھ ای توانستند پیروز این جنگ باشند. شاخه ای از این افراد که ھمواره منافع دشمنان را تامین می کنند به عنوان دلواپسان شناختھ می شوند و آنھا نیز در آشفتگی بازار توانستند نقش آفرینی کنند. به عبارت بھتر نمی توان از نقش دشمنان خارجی ایران در بالارفتن نرخ دلار غافل شد کھ دلواپسان با رفتارھایی نظیر بالارفتن از دیوار سفارتخانھ ھا ھمواره بر دشمنی ھا دامن می زنند. با این حال، اجرای برجام یک فضای امنی را ایجاد کرد و باعث شد بانک مرکزی در این چھار سال کنترل بازار ارز را بھ دست بگیرد. از سال اجرای برجام نقل و انتقالات ارزی بھ بازار ثانویھ منتقل شد و دولت می توانست با کنترل بازار و برخورد با دلالان ارز را بھ موقع بھ این بازار تزریق کند. پیش از این در دو مقطع، یعنی بین سال ھای 68 تا 72 و سال ھای 78 تا 80 شاھد این اتفاق بودیم. در آن سال ھا دولت بھ این روش و مابھ التفاوت ارزش ریال و دلار، کسری بودجھ را جبران می کرد. عبور از شفافیت و اطمینان از مورد حسابرسی قرارنگرفتن پشتوانه کار آنھا بود. اما در چند سال اخیر، دولت با شفافیت بیشتری امور را اجرا می کند و تزریق ارز به بازار با مدیریت بھتری صورت می گیرد. بھ نظر شما چرا بانک مرکزی در مقطعی توان مقابلھ با دلالان ارزی را از دست داد؟ این موضوع نشان می دھد که اقتصاد زیرزمینی امروز به چنان قدرتی دست یافته است که می تواند بازار را تکان بدھد. حتی به جرأت می توان گفت که 60 درصد اقتصاد ایران بھ صورت زیرزمینی اداره می شود. درنھایت از نیمه دوم سال گذشتھ بانک مرکزی مجبور شد در جنگ با اقتصاد زیرزمینی تسلیم شود، زیرا ھرچه ارز وارد بازار می شد، این عده دلار را می مکیدند. اینکه گفته می شود مردم در خانه ھای خود 30 میلیارد دلار ذخیره کرده اند، پشتوانه علمی ندارد و نمی توان آن را ثابت کرد. وجود این مقدار ارز خانگی غیرقابل باور است. باید پذیرفت که بازار ارز در این مدت دست عده ای خاص افتاد. حال اینکه این افراد چھ کسانی ھستند، نشانه آن را می توان در صحبت ھای رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس جُست که اخیرا اعلام کرد آن 30 میلیارد دلار اشاره شده، از کشور خارج شده است. خروج آمریکا از برجام چه تاثیری بر بازار ارز ایران می گذارد؟ رفتارھای آمریکا نسبت به اقتصاد ایران در التھاب بازار ارز بی تاثیر نیست. اما باید اشاره کرد که ھمواره سایھ تحریم بر سر ایران وجود داشته و این رفتار آمریکا اتفاق جدیدی نیست که نتوان آن را پیش بینی کرد. ما از سال 1359 تا امروز در تحریم آمریکا بوده و ھستیم، فقط شدت آن در سال ھای مختلف تغییر کرده است. در نتیجه می توان دلیل اصلی را بی برنامگی اقتصادی عنوان کرد و نباید تنھا یک نھاد ھمچون بانک مرکزی را مقصر دانست. مجموعھ سه قوه و سازمان ھا و نھادھای مربوط بھ آنھا در نبود برنامه ای دقیق مقصر ھستند. نظر شما درباره سیاست جدید ارزی دولت چیست؟ اینکه ارز تک نرخی ارائه شود اتفاق مناسبی است، اما طی سال ھای بعد از انقلاب وجود چند نرخ برای ارز خود عاملی برای افزایش فساد شده است. در چند برھھ، دولت ھا با دستکاری بازار و سیاست دستوری ارز را تک نرخی کردند. در شرایط کنونی با اینکھ دولت برای آرامش بازار تصمیم درستی اتخاذ کرد، اما زودتر می توانست کنترل بازار را در دست بگیرد. زمانی که بانک مرکزی استقلال نداشته باشد و قدرت وزرا بھ برخی نھادھای خصولتی که وارد بازار شده اند نچربد، نمی توان از آنھا انتظاری بیش از این داشت. ھرگاه آنھا می خواھند در راستای شفافیت و بھبود اقتصاد گام بردارند، مشکلات روی دیگر خود را نشان می دھند و حرکت به سمت شفاف سازی در نطفھ خفھ می شود. اکنون دشمنان خارجی به معضلی بزرگ تبدیل شده اند، اما متاسفانه دولت چندبرابر آنھا در داخل دشمن دارد. اینکه برخی یک شبھ نرخ دلار را 1000 تومان افزایش دادند یک خیانت است و بھ معنای جنگ داخلی در نظام پولی تلقی می شود. دشمنان خارجی ھم سوار این موج می شوند و از آن سوء استفاده می کنند. گاھی برخی واحدھای اقتصادی نیز از این وضعیت استقبال می کنند، اما لازم به یادآوری است که در ھر حال دولت برنده نھایی این ھیاھو می شود. آیا دولت می توانست سیاست دیگری را اجرا کند؟ دولت در شرایط کنونی چاره دیگری برای کنترل بازار نداشت، زیرا عده ای به بازار نفوذ کرده بودند و ھر ارزی کھ وارد بازار می شد می خریدند و درنھایت تصمیم داشتند دلارھایی را که  4000 تومان یا کمتر خریده بودند 7000 تومان بفروشند. اما ھمچنان مشکلی وجود دارد و آن این است کھ دولت نمی تواند به برخی متقاضیان واقعی ارز نظیر بیماران، مسافران، دانشجویان، فعالان اقتصادی و ... پاسخ دھد. از سوی دیگر، دلار در اقتصاد ایران به یک کالای سرمایه ای تبدیل شده است و طبق قانون ھیچ نھادی نمی تواند مردم را مجبور کند که سرمایھ شان را ارزان بفروشند یا آن را حتما به نھادھای دولتی بسپارند. از سوی دیگر بسیاری از تولیدکنندگان و واردکنندگان ھر روز با دلار و یورو سروکار دارند، این تصمیم که به ھر شخصی بیش از ارزش 1000 یورو تخصیص نمی یابد، تولید و تجارت را ھم تحت تاثیر قرار می دھد و آنھا را بیش از پیش به سمت رکود برده است. در واقع آنھا دیگر انگیزه ای برای فعالیت ندارند و امیدشان را برای بھبود شرایط اقتصادی از دست داده اند. استفاده از سامانھ نیما تا چه حد در کنترل بازار تاثیرگذار بوده است؟ امروز سامانھ نیما پاسخگوی نیاز مردم نیست. متاسفانھ طی فعالیت دولت ھای نھم و دھم اقتصاد در مسیری قرار گرفت کھ ترمیم آن کار بسیار مشکلی است. اکنون برنامه ریزان به درستی نمی دانند کھ نرخ تورم را کنترل کنند یا در برابر رکود بایستند. به تولیدکنندگان و تجار تسھیلات بدھند یا مطالبات بانکی را بپردازند. ارزش پول ملی را حفظ کنند یا ارتباط خود را با خارج گسترش دھند. متاسفانھ مشکلات چنان ریشه دوانده اند کھ دولت گاھی چاره ای جز اجرای سیاست ھای سلبی و دستوری ندارد. ریشه تمام این مشکلات به از بین رفتن شفافیت بازمی گردد و تا زمانی کھ شفافیت به اقتصاد ایران بازنگردد نمی توان به بھبود شرایط امید داشت.

 

تصاویر
  • دکتر عباس هشی/ 60 درصد اقتصاد ایران زیرزمینی اداره می شود